سلسله جلسات توسعه و تکامل فلسفه اسلامی


تقریباً می شود گفت هر دولت شیعی که در تاریخ ظهور پیدا کرده به دنبال آن نوعی تمدن آفریده و مهمترین عنصر تمدنی، تغییر و تحول و تکامل دانش بود. اگر قرار است در عصر جمهوری اسلامی تحولی در دانش و تمدن رخ بدهد، یکی از این زیرساخت های تحول، تحول در دانش فلسفه است و اگر فلسفه ما - با تفسیری که خواهم گفت - دگرگون نشود، نباید انتظار داشته باشیم که ما در حوزه فقه و اصول و دانش های انسانی (جامعه شناسی، روان شناسی و اقتصاد) بتوانیم کاری اساسی انجام دهیم

فلسفه، یک دانش بشری است مثل همه دانش های دیگر. به این معنا که بشر با عقل خداداد بر روی میراث های فرهنگی معنوی اندیشه می کند، دانش سازی می کند، به آن معارف ساختار می دهد و این را به عنوان یک دانش عرضه می کند. اگر قرار بود فیلسوفان ما در مقابل اندیشه های گذشته ایستادگی نکنند، بلکه ایستایی کنند ما امروز نه دانش مشاء داشتیم و نه فلسفه اشراق و نه حکمت متعالیه . همه‌ی این‌ها مرهون این است که اندیشمندان ما یک اصل داشتند و آن: «خردمندانه عمل کردن» و «اندیشه ورزانه وارد میدان شدن» است که یک اصل اساسی و یک حجت الهی است.

به همان مقدار که فلسفه ستیزی گناه است و خطاست، فلسفه پرستی هم خطاست. نباید کسانی فکر کنند که مثلاً دانش های ما مثل فلسفه، معبدی است که باید به بارگاهش رفت، تقدسش کرد، تعظیم کرد. اندیشمندان و فیلسوفان را باید گرامی داشت، به این معنا که آن‌ها بزرگان فرهنگ ما هستند. این منطق فیلسوفان تاریخ بوده و هیچ فیلسوفی در مقابل رأی استاد خودش، چون استاد و بزرگ بوده است، توقف نکرده، بلکه اندیشه ها را بررسی کرده و اگر دیده مطابق با عقل است، مطابق با موازین است پذیرفته و اگر احساس کرده با مبانی عقلی ناسازگار است، آن اندیشه را تکامل و توسعه و تغییر داده است.

متأسفانه تاریخ چند سده‌ی گذشته ما در حوزه فکر شیعی دچار یک بن بست معرفتی و دانشی شده است؛ یعنی گویا تصور کردهایم که میراث گذشتگان و دانش گذشتگان، آخرین مرحله اندیشه ورزی و دانش اندوزی است. سقف دانش ها همین است و خلاصه، ره چنان رو که بزرگان رفتند. بدتر از آن، دوگانه هایی است که در تاریخ معاصر ما تبدیل به یک تابو شده است؛ مثلاً دوگانه‌ی اخباری و اصولی، دوگانه‌ی فیلسوف و مثلاً متکلم. این دوگانه هایی که اگر کسی بخواهد نسبت به یک طرف این ماجرا سخن بگوید، نقدی کند، بحثی نماید منسوب می شود به آن سمت دیگر. این دوگانه ها باید رخت بربندد تا ذهن و ضمیر متفکران و دانشمندان ما حرکت کند.

حکمت متعالیه راهی گشود تا دیگران هم بیایند این راه را ادامه بدهند. حکمت متعالیه بن بست هایی را برداشت، دیگران هم بیایند بن بستهای دیگر را بردارند. مگر فلسفه چیزی جز اندیشه ورزی، جز سامان دهی به ساختارهای فکر و معرفت است؟ اگر امروز ما از توسعه فلسفه یا تکامل فلسفه سخن می گوییم امر غریبی نیست. این کار، سنت گذشته تاریخ ماست. همه اندیشمندان بزرگ ما اگر کاری کرده‌اند این بوده است که در میراث گذشتگان خودشان نمانده اند و سعی کرده اند این میراث را امتداد بدهند، نقد کنند و گاهی اوقات پایگاه‌های جدید درست کنند و فکر و فرهنگ را پیش ببرند.

کسانی که تصور می کنند علم اولی یک دانش است که باید درس گرفت، خواند و به دیگران تعلیم داد و پژوهش کرد، این‌ها نمی‌دانند اصلاً علم اولی یعنی چه. مثل کسی که جامعه شناسی می خواند برای اینکه درسش را بدهد. جامعه شناسی و روانشناسی برای این است که بتوانید مساله حل کنید. اگر علم اولی و فلسفه اولی از ساختار و کار کرد خودش خارج شد و اگر فلسفه اولی امروز نتواند به پرسش دانشمندان ما در حوزه های مختلف پاسخ بدهد، دیگر این فلسفه اولی یک فلسفه تاریخی است و دانشی است که باید در تاریخ فلسفه از آن یاد کرد.

امروز در مقابل فلسفه اولای ما پرسشهایی وجود دارد که دیگر دستگاه معرفتی معنایی و فلسفه ما قدرت پاسخ گویی به آن را ندارد. هیچ راهی جز بازنگری، تکامل و توسعه این دانش نیست. اگر کسانی اصرار دارند که همچنان بر آن چیزی که هست باقی بمانند، باید بدانند که به تاریخ ملحق خواهند شد. این ارزش نیست که کسانی بخواهند بر روی یک دانش که اساسش بر تحول و تکامل هست اصرار بورزند و تعبد کنند. این حرمت گذاری به این دانش نیست. این خیانت به دانشی است که باید در صحنه‌ی معرفت باقی باشد.

چرا جامعه فلسفی ما در راستای بازبینی و بازنگری و بازسازی فلسفه تلاش نمی کند؟ اگر کسانی بیایند و بخواهند در این باب صحبت کنند، بجای اینکه ما از آنها استقبال بکنیم و آغوش باز کنیم، سریع با یک مارک از میدان به‌در می کنیم. دنیای فلسفه، دنیای اندیشه ورزی است، دنیای نقد است. مرحوم شهید مطهری می فرمایند: اگر ایرادهای فخر رازی نبود، فلسفه متعالیه ظهور پیدا نمی کرد. ایشان می‌گوید: تکامل فلسفه ما مرهون نقدهای فخر رازی است. چرا ما اجازه نمی دهیم در جامعه امروز مدرنی که دیگر همه چیز به هم دیگر متصل است، این همه اندیشه و فلسفه است، عده‌ای بیایند و فلسفه ما را نقد کنند؟

در این مجموعه تلاش شده است مسائل بنیادین فلسفه اسلامی مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا گامی به سوی اصلاح این نظریات برداشته شود.

نشست علمی

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00