• 0
  • 24

تحلیلی وجودشناسانه از سیر تطور اراده خداوند در نظام فکری معتزله

«اراده الهی» از مهم‌ترین ارکان الهیات افعال است که تحلیل‌های وجود‌شناسانه و معنا‌شناسانه گوناگونی درباره آن ارائه شده است. در این میان، جریان فکری معتزله بیش از دیگران، از اراده خداوند و زوایای گوناگون آن بحث کرده است. نظریه شایع میان این جریان، حاوی این ایده است که اراده خداوند، عَرَضی حادث و «لا‌ فی المحل» است. لا فی المحل بودن اراده در این نظریه، برگرفته از تلقی معتزله متقدم از معنای عَرَض بود که اجازه می‌داد چنین حقیقتی بدون محل در نظر گرفته شود؛ اما این تلقی از عَرَض در معتزلیان متأخر، به دلیل هم‌گرایی با تفکر فلسفه مشائی، به سمت و سوی خوانشِ فلسفی سوق پیدا کرد و عملاً این مفهوم را با چالشی جدی روبه‌رو ساخت که چگونه ممکن است عَرَضی را تصور کرد که حالّ در محل نباشد؟ از همین رو، معتزلیان متأخر، راهکار و حل این معضل را در کاربست نسخه فلسفیِ تبیینِ اراده دیدند که بر اساس آن اراده به داعی و داعی، به علم به نظام احسن شناسانده می‌شد.

این محتوا فقط برای اعضا قابل مشاهده است.

برای دسترسی به این محتوا، وارد سایت شده و اشتراک کتابخانه را تهیه کنید. (مشاهده راهنما)

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00