حجیت کشف و شهود از منظر عقل و عرفان
راوی دین: در یکی از سلسله جلسات گفتمان معرفت که به همت مرکز تحقیقات اسلامی حوزه علمیه خراسان در شبهای رمضان سال 1442 برگزار شد، مباحثهای درباره «حجیت کشف و شهود از منظر عقل و عرفان» با حضور حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی؛ مدرس حوزه و دانشگاه و رئیس پژوهشکده معارف اهل بیت(ع) قم و حجتالاسلام مهدی زمانی مدرس حوزه علمیه مشهد برگزار شد.
صوت و فایلهای این جلسه فقط برای اعضا در دسترس است.
متن جلسه آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایلها، وارد سایت شده و در نشست ثبت نام کنید. (مشاهده راهنما)
در ابتدای جلسه اول، آقای سبحانی گفت: در فضای تحقیقات ما مباحث راجع به شهود از یکدیگر تفکیک نشده است، اما مطالعات بسیار فلسفی و علمی درباره شهود در غرب قابل دسترسی است. فلسفه عرفان یا توضیح درباره خود عرفان در چهار جهت در پژوهشهای غربیها بحث میشود؛ نخست حوزه روانشناسی عرفان (به تعبیر ما شهود) که تحلیل روانشناختی افراد مدعی شهود را انجام میدهد. حوزه دوم پدیدارشناسی عرفان است که به متعلَق شهود میپردازد. حوزه سوم وجودشناسی شهود است که به حقیقت شهود میپردازد. حوزه چهارم حوزه معرفتشناسی شهود (حجیت شهود) است که مورد بحث امشب ماست و بیان میکند شهود تا چه حد حقیقت دارد و شهودی که مدعیان دارند، تا چه میزان مطابق واقع است. دکتر سبحانی در راستای مفهومشناسی شهود، رفع ابهام از شهود در ادبیات علمی و دینی را ضروری دانست و تصریح کرد: شهود به سه معنا به کار میرود؛ اول شهود عقلی که امور فکری و حدسی و نظری است. دوم شهود وجدانی است که هر کس اموری حضوری را در وجود خود مییابد و نوعاً درکی مشترک بین قاطبه انسان است. نوع سوم مورد بحث عرفای مسلمان است که پردهها و حجابهای عالَم بر انسان کنار میرود و حقایقی آشکار میشود. در این زمینه به مقدمه فتوحات مکیه باید اشاره کرد که در ادبیات عرفانی ابنعربی، سه قسم از علوم یعنی علم عقل، علم احوال و علم اسرار در شهود مطرح شده است. علم اسرار هم سه بخش دارد و قسم سوم مورد بحث ماست که فقط مختص انبیاء و اهل طریقت است. معرفت خاصی که اوحدی از انسانها در حالت ریاضت درکی از اسرار عالم میکنند و برای دیگران قابل کشف نیست. بنابراین، در مقام جمعبندی میان کلمات عرفای متقدم و متأخر میتوان گفت کشف و شهود یعنی اسرار ناپیدای خاصی که در عالَم موجود بوده و برای اوحدی از مردم با فرایندی قابل کشف و شناخت است. سپس آقای سبحانی به مدعیات پرتکرار عارفان از مختصات شهود پرداخت: برای شهود چهار ویژگی ذکر شده است؛ نخست آنکه شهود در حقیقت و ماهیت در تمام خصوصیات همان وحی است و عالیترین شاهد در شهود در مرتبه وحی شهود میکند. دومی آنکه عارف در شهود خود معصوم است و خطایی در شهود او راه ندارد. مورد سوم آنکه شهود عرفا با آنچه عوام از کتاب و سنت میفهمند، قابل مقایسه نیست؛ چون قبل عارف مستقیماً از خداوند حدیث میکند. مورد آخر نیز میگوید مرتبه عالی شهود با عقل در تعارض است و نمیشود با عقل به آن مدارج رسید.
در بخش دوم، آقای زمانی با تصریح به اینکه نقد و مناظره بدون کینه و بغض از ضرورتهای امروز حوزه است، بیان کرد: در اینجا میبایست بحثهای معرفتشناسی شهود را دروندینی ملاحظه کرد و فعلا فضاهای غربی را کنار گذاشت و به عبارت دیگر، به عنوان مسلمانی که عقل و کتاب و سنت را قبول دارد حجیت شهود را مورد بررسی قرار داد. به نظر من، شهود همان ادراکات ماورایی و ارتباط با عالم غیب است و ویژگیهای شهود عرفانی چهار چیز است: نخست شهود فراحسی است و مردم عادی آن را نمیفهمند. دوم آنکه شهود محصول ریاضات شرعیهای است که برای عرفا حاصل میشود و مؤید آن حدیث معراج در ارشاد القلوب دیلمی است. سومین مورد میگوید شهود باید در حیطه حب و عشق الهی باشد که او را به فنا برساند و محصول همان ریاضت است و در روایاتی مثل روایت یونس بن ظبیان آمده است که «فَعایَنَ ربَّه فی قلبِهِ» که باید تمام تعلقات از بین برود. مورد چهارم بر نفسانی نبودن شهود تأکید میکند؛ یعنی نباید شخص را تبدیل به بت نکند. آقای زمانی در ادامه با اشاره به مدعیات عرفا در خصوص شهود، سخنان دکتر سبحانی را نقد کرد و اذعان داشت اینکه گفتهاند شهود عینیت با وحی دارد به این معناست که این عینیت در اصل حقیقت اتصال با خداوند مثل وحی است، اما از همه جهات و خصوصیات این چنین نیست. شهود با عقل تعارضی ندارد؛ بلکه فراعقلی بوده و به این معناست که عقل مشوب به برهان و ادراکات حسی نمیتواند آن را درک کند.
بخش سوم با سخنان دکتر سبحانی آغاز شد که به نقد اظهارات آقای زمانی گذشت و نقطه اساسی آن مخالفت ادعای عرفا همچون ابراهیم ادهم و ابوسعید ابوالخیر و ابن عربی با اظهارات اوست: گفتههای ایشان در واقع همان چیزی که فقها و محدثان و علمای اخلاق بیان کردهاند و طبعاً با مصطلح عرفا سازگار نیست. آنچه عرفا گفتهاند کشف تامّ شهود و وحی الهی بودن آن است. مؤید آنکه باب پنجاهم از فتوحات ابن عربی هم همین را بیان میکند: «فما أعظم تلک التجلیات و إنما منعهم أن یطلقوا علیه ما أطلقت الکتب المنزلة و الرسل علیهم السلام عدم إنصاف السامعین من الفقهاء و أولی الأمر لما یسارعون إلیه فی تکفیر من یأتی بمثل ما جاءت به الأنبیاء علیهم السلام» (الفتوحات المکیة، 1/ 272). مناقب العارفین افلاکی به مثابه معتبرترین کتاب در احوال ملای رومی نیز به جلسهای از درس مولوی مولوی اشاره میکند که شاگردان به مولوی اعتراض کردند که نمیتوان بیان مولوی را پذیرفت و باور داشت قرآن همان مثنوی است. پسرش توجیه کرد که مقصود تفسیر قرآن است و مولوی سخن فرزندش را بهشدت نقض کرد. اسرار التوحید در جایی از احوال ابوسعید ابوالخیر گزارش میکند که پامنبری شیخ گفت این سخن در هیچ جای قرآن نیست. ابوسعید پاسخ داد در سبع هشتم است و سخن خدای تعالی محدود نیست و منزّل بر محمد سبع المثانی است و آنچه به بندگان میرسد فراتر از این هفت تاست. در ادامه دکتر سبحانی برای تبیین عصمت شهود در کلام عرفا به این سخن ابنعربی در باب سجده قلبی تمسک جست میگوید: «و مدار هذه الطریقة علی هذه السجدة القلبیة إذا حصلت للإنسان حالة مشاهدة عین فقل کمل و کملت معرفته و عصمته فلم یکن للشیطان علیه من سبیل و تسمی هذه العصمة فی حق الولی حفظا کما تسمی فی حق النبی و الرسول عصمة لیقع الفرق بین الولی و النبی أدبا منهم مع الأنبیاء و الرسل علیهم الصلاة و السلام لیختصوا باسم العصمة» (الفتوحات المکیة، 1/ 515).
در ادامه آقای زمانی در مقام پاسخ بیان کرد: همچنانکه نمیتوان فقه را معادل شیخ انصاری دانست، عرفان نیز منحصر در ابنعربی نیست و هر آنچه وی میگوید مورد تأیید نیست؛ بلکه اعتبار به عرفان فقاهتی شیعی تعلق دارد که در عصر متأخر از سیدعلی شوشتری و آخوند حسینقلی همدانی تا امروز آمده مد نظر است و عرفان ابن عربی را در حد کلیات و مبانی اقتباس کردهاند، اما جزئیات و نقایص توسط ایشان اصلاح شده است. همچنین باید گفت که کتب ابن عربی مشحون از آیات و روایات است، هرچند تراث ما غنیتر است. بخش پایانی فتوحات کتاب وصایای محیی الدین است که اکثر آن مضامین آیات و روایات است که البته برداشت خاصی دارد و نفی نمیکنیم. آنچه بر اساس ملاحظه مجموع کلمات و لحاظ عرض متشابهات بر محکمات مورد تأکید ماست، مماثلت من بعض الجهات میان شهود و وحی در بیانات عرفاست؛ زیرا چون تصریح میکنند به شریعت رسولالله(ص) ملتزمند. تحدیث مستقیم قلب عارف از خداوند نیز استحاله ندارد؛ چنانکه برخی علمای ما از رسول خدا به نحو مکاشفه حدیث شنیدهاند. وی در ادامه با یادآوری تفکیک میان سنت محکیه و سنت واقعیه، ادعا کرد که سنت محکیه پابرجاست، اما نافی سنت واقعیه نیست و به نوعی بینیازی مطرح میشود؛ مثل آنکه منع و محذوری ندارد اگر کسی امروز خدمت امام زمان(عج) مشرف شود و از ایشان حدیث بشنود. از این طرق ممکن است به مراتبی برسد که از حجیت خبر واحد مستغنی شود.
در پایان، آقای سبحانی برای جمعبندی و نقد اظهارات آقای زمانی بر تفاوت میان بیتوجهی عرفا به کتاب و سنت و استغنای آنان از از عرضه شهود بر کتاب و سنت انگشت نهاد و مدعای درست را استغنای عرض دانست. به نظر وی، یا طرف مقابل، نادرستیِ آنچه را متأخرین میگویند (مانند مرحوم قاضی و... تا جریان عرفانی کنونی در مشهد) که سخنان آنان با سخنان کسانی مانند بایزید بسطامی و سید حیدر آملی مغایر است، باید اثبات کند؛ یا اینکه چنین نیست، که به نظر میرسد همین صحیح باشد و تاریخ عرفان در مسأله شهود بر همین ممیزّات ایستادگی کرده و ادعای خلاف، تخلف از آن جریان است.
ثبت نظر شما