تاریخ حدیث
تفاوت نقل حدیث در شیعه و اهل سنت
صوت
دوگانگی تاریخ حدیث امامیه و اهلسنت
حدیث شیعهٔ امامیه داستانی کاملاً مجزا از حدیث اهلسنت دارد. آنچه بر حدیث شیعهٔ امامیه گذشته است، با آنچه بر احادیث اهلسنت سپری شده، دو جریان و دو سرگذشت کاملاً مستقل از یکدیگر است. عمدهٔ این تمایز بنیادین به دو نکته بازمیگردد.
نکتهٔ نخست: مکتوب بودن احادیث امامیه از آغاز
نکتهٔ نخست این است که حدیث شیعهٔ امامیه—دستکم بر مبنای دیدگاهی که طرفداران بیشتری در مقایسه با دیدگاه رقیب دارد—از روز نخست مکتوب بوده و این ویژگی از مختصات و ممیزات اصلی آن به شمار میرود. جریان به این صورت نبوده است که اهلبیت علیهمالسلام در دورهای احادیث را بیان فرمایند، سپس صد یا دویست سال سپری شود و پس از آن، نگارش حدیث آغاز گردد؛ امری که در اصطلاح از آن با عنوان «کتابت حدیث» یاد میشود.
در مقابل، اهلسنت میان اظهار احادیث تا مرحلهٔ کتابت، تدوین در کتب و تولید آثار مکتوب حدیثی، یک دورهٔ فترت را پشت سر گذاشتهاند. دیدگاه غالب و پرطرفدار در شیعه بر این است که احادیث امامیه از روز نخست نگاشته شده و به رشتهٔ تحریر درآمده است؛ نه آنکه نقل حدیث ابتدا ماهیتی شفاهی داشته باشد و سپس مکتوب شده باشد.
بنابراین، اصل بنیادین در مذهب امامیه این است که نقل حدیث، «نقل مکتوب» بوده است و نه نقل شفاهی.
پیوند نگارش و حفاظت از میراث روایی
این امر که نقل حدیث در شیعهٔ امامیه مکتوب بوده و در اهلسنت دستکم تا صد سال کتابت نمیشده و پس از گذشت یک سده مکتوب گردیده است، لوازم و نتایجی دارد که باید بدانها پایبند بود.
این لوازم ابعاد گوناگون و متعددی دارند، اما نکتهٔ محوری و بنیادین این است:
-
متنی که نگاشته میشود، قابلیت صیانت، نگهداری و پایداری آن در برابر زوال و نابودی، به مراتب بیشتر از بیانی است که صرفاً به زبان میآید.
در متون روایی ما مکرراً تأکید شده است: «قَیِّدُوا العِلمَ بِالکِتاب». از طریق کتابت و نگارش است که انسان اندوختهٔ علمی خود را به جای اتکای صرف به حافظه و شنیدهها، در معرض ثبات و ماندگاری بیشتری قرار میدهد.
بازتعریف معنای «حفظ حدیث» در تراث امامیه
نکتهای که باید به عنوان یک ایده و رویکرد اساسی مدنظر قرار گیرد این است که اساساً در کتب روایی امامیه، هنگامی که سخن از «حفظ» به میان میآید—نظیر مضمون مشهور در روایت «مَن حَفِظَ أربَعینَ حَدیثاً»—مراد از حفظ، همان «نقل مکتوب» است، نه صرفاً به خاطر سپردن ذهنی.
شیعهٔ امامیه تلاش میکرد تا از رهگذر نگارش متن، احادیث را از آسیبهایی نظیر:
-
نابودی و از میان رفتن
-
جعل و وضع
-
تحریف، تصحیف و دَسّ (دستبرد و آمیختن عبارات بیگانه با روایات)
محفوظ نگاه دارد. بدین ترتیب، مقصود فقها و اندیشمندان امامیه از عبارت حفظ روایات، سپردن الفاظ به ذهن نبوده است.
بر همین اساس، سنتی دیرپا میان محدثان و فقهای شیعه مرسوم بوده و همچنان استمرار دارد که کتابهایی با عنوان «اربعین حدیثاً» (چهل حدیث) تألیف مینمایند. آنان برای عمل به مضمون روایت «مَن حَفِظَ أربَعینَ حَدیثاً»، چهل حدیث را در قالب مجموعهای مکتوب گردآوری و ثبت میکردند؛ چنانکه شیخ بهایی نیز کتاب اربعین حدیث نگاشته و اساساً سنت اربعیننویسی در میان امامیه جایگاهی ویژه یافته است. فهم عالمان شیعه از این روایت، تدوین و گردآوری مکتوب چهل حدیث در قالب یک مجموعه بوده است.
بنابراین، مهمترین لازمهٔ نقل مکتوب، تحقق «حفظ» در برابر نابودی، جعل، وضع، تحریف و دستبرد است؛ تا مانع از آن شود که واژگانی به متن روایات افزوده گردد و به عنوان حدیث اصیل ارائه شود. هدف محدثان امامیه از کتابت، صیانت کامل از میراث روایی در برابر کلیهٔ این آفات بوده است.