• 1478

رسیدن به معرفت الله از راه‌های نامعقول و نامشروع

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.

صوت


معنای نادرست قطع شهوت و نیازهای طبیعی بدن

اگر کسی بگوید برای رسیدن به معرفت باید شهوت را قطع کرد، می‌گوییم سخن درستی است؛ اما منظور از شهوت چیست؟ آیا منظور این است که تأمین نیازهای طبیعی بدن متوقف شود و شما این بدن را از نیازهای اصلی و طبیعی خود محروم و خارج سازید؟ چنین اقدامی نه معقول است و نه مشروع.

در این میان، لازم است به این نکته اشاره شود که در محافلی که برای جوانان تشکیل می‌دهند، دستوراتی صادر می‌کنند و گروهی از جوانان را به دنبال خود می‌کشانند. البته این جریان‌ها موقتی است و افراد پس از مدتی به یک سراب می‌رسند و بازمی‌گردند؛ هرچند غالباً فرصت بازگشت مناسب را نیز از دست می‌دهند. ادعا می‌کنند: «ما دستوراتی تجویز می‌کنیم تا شما به لقاءالله و معرفت‌الله نائل شوید و انتهای مسیر را به شما نشان می‌دهیم؛ راه نیز بسیار نزدیک است و نیازی به این امور و روش‌هایی که دیگران می‌گویند ندارد».

شیوهٔ عرفان‌های کاذب در تضعیف جسم برای تجرید روح

یکی از دستورالعمل‌ها و شیوه‌هایی که در عرفان‌های کاذب و نادرست پیشنهاد می‌شود، تضعیف کردن بدن است.

ما در حالت عادی، هم روح داریم و هم بدن. هر دو با یکدیگر ترکیب یافته‌اند و در کنار هم زیست می‌کنند. اگر یکی از این دو قطع شود، حیات دنیوی پایان می‌پذیرد. یکی از راهکارهایی که برخی از فرقه‌ها در موضوع معرفت پیشنهاد می‌کنند این است که می‌گویند: «ما راهکاری نشان می‌دهیم که به وسیلهٔ آن، بدن تضعیف گردد؛ با تضعیف بدن، تعلق روح به بدن کاهش می‌یابد و آن‌گاه این روح، حقایق را درمی‌یابد و به آسمان پرواز می‌کند».

مکانیسم این نگرش چیست؟ بر اساس این باور، اختلال در کارکرد طبیعی مدنظر است. هنگامی که میل و شهوت از حد و دایرهٔ طبیعی خود فراتر رود، نفس انسان را به خود مشغول می‌سازد؛ نفس سرگرم خوردن یا شهوت‌رانی می‌گردد و از توجه به حقیقت خود بازمی‌ماند و مدام متوجه تن و بدن می‌شود؛ در نتیجه از خودیابی و خداآگاهی دور می‌گردد. این یک سوی مسئله است. اما در سوی دیگر، یک انحراف اعتقادی و روشی شکل گرفته است که می‌گویند: «راهکار این است که بدن را تضعیف کنیم؛ هر اندازه رابطهٔ میان روح و بدن ضعیف‌تر شود، روح قوی‌تر و آزادتر می‌گردد و این روحِ مقتدر عمل خواهد کرد». در واقع روحی که از تعلق تام به بدن آزاد شده باشد، دست به تصرف و اثرگذاری می‌زند؛ به عنوان مثال، در جایی نشسته‌اید و با رهایی روح از قید تن، روح احساس آزادی کرده و با سیر در عوالم دیگر، اموری را مشاهده می‌کند.

محرومیت روح رهاشده از معرفت حقیقی

نکتهٔ قابل تأمل این است که همان‌طور که روحِ گرفتار و سرگرمِ بدن از معرفت بازمی‌ماند، روحی نیز که به این شیوه از بدن جدا و منفک شده باشد، از معرفت حقیقی محروم می‌گردد.

نباید تصور کرد که صرفاً با جدا ساختن روح از بدن، معرفت حاصل می‌شود. فرد به یک قدرت دست می‌یابد؛ اما این لزوماً معرفت نیست. از آنجا که این مباحث غالباً در معارف رسمی برای عموم تبیین نمی‌شود، جوانان ناآگاه ممکن است با قطب، شیخ یا فرد مدعی و دغل‌کاری مواجه شوند و در اثر مشاهدهٔ برخی امور شگفت‌زده شوند. در حالی که این مسئله در معارف دینی و در قوانین جهان خارج کاملاً شناخته‌شده است.

همان‌طور که اگر انسان جسم خود را با ورزش تقویت کند، مثلاً می‌تواند وزنه‌ای 500 کیلوگرمی را بلند کند—چرا که بدن استعدادی دارد که با تمرین و تقویت به فعلیت می‌رسد—روح نیز دقیقاً واجد استعداد و فعلیت است. روح از حیث قدرت و توانمندی دارای استعدادهایی است که اگر از راه‌های خاصی آزاد گردد، آثاری پدید می‌آورد؛ چنان‌که مثلاً مرتاض هندی با یک اشاره و نگاه، جسمی را در فاصلهٔ چند ده متری جا‌به‌جا می‌کند، قطار را متوقف می‌سازد یا در روح و ذهن فرد تصرف کرده و مطلبی را القا می‌نماید.

از شیوه‌های رایج در فرقه‌های انحرافی همین است که چون توان تصرف در ارواح را به دست آورده‌اند، فکری را در ذهن شخص القا می‌کنند و روز بعد به او می‌گویند: «شما دیشب چنین اندیشه‌ای در سر داشتی»، و شخص ساده‌لوح این امر را دلیل بر حقانیت و اتصال آنان تلقی می‌کند. یا از طریق تصرف در خواب و رؤیا عمل می‌کنند؛ در رؤیای فرد القا می‌نمایند که فلان شخص حق است تا مدعای خود یا ادعای مهدویت را به کرسی بنشانند. تمامی این موارد ناشی از قوای روحی است. روح در صورت رها شدن—که البته درجاتی دارد—واجد قدرت‌ها و تصرفات متنوعی می‌گردد.

هجوم شیاطین و اجنه به ارواح تجریدیافتهٔ غیرشرعی

همان‌گونه که تسلط شهوت و غلبه دادن تمایلات بدن بر روح، انسان را از معرفت ساقط می‌کند، خلع روح از بدن از راه‌های غیرطبیعی نیز مانع معرفت است. زیرا روح تا زمانی که در بدن مستقر است، پیوند آن با شرایط این عالم و ویژگی‌های طبیعی بدن، خود به مثابه یک سپر و راهنما عمل می‌کند و بستری برای شناخت صحیح فراهم می‌آورد. به محض آنکه روح از بدن منفک و رها شود و به عالمی دیگر سرک بکشد، به همان میزان در معرض تصرفات سایر ارواح، شیاطین و اجنه قرار می‌گیرد.

این تذکر از آن روست که برخی افراد در مواجهه با این جریان‌ها، از تجارب ارتباط با جن یا شیاطین و ارواح سخن می‌گویند. اگر کسی نسبت به خطرات این وادی جاهل باشد و مسیر را نشناسد، خود این تجرید و رهایی، خطری بزرگ علیه معرفت خواهد بود.

نقش تعادل تن در پاسداری از عقل و فطرت

در هیچ‌یک از دستورات اصیل دینی، روش‌هایی چون ریاضت‌های طاقت‌فرسا، انزواطلبی، اذکار و آیین‌های ویژه برای خلع روح از بدن، به عنوان مسیر معرفت معرفی نشده‌اند. تعالیم دینی تأکید دارند که انسان در همین نشئهٔ دنیا باید متوجه مواهبی باشد که خداوند به روح و فطرت او عطا فرموده است.

مادامی که روح در چارچوب معتدل در این کالبد قرار دارد، بدن به شکلی طبیعی ابزار کنترلی برای روح محسوب می‌شود؛ حس و عقل، روح را کنترل می‌کنند و ساختار تکوینی بدن، روح را در چارچوبی طبیعی و عقلانی محافظت می‌نماید. اما با جدایی نابه‌هنگام، روح در معرض هجوم انواع تصرفات قرار می‌گیرد. برخی گمان می‌کنند با رها ساختن روح به معرفت ناب رسیده‌اند، در حالی که تازه در معرض خطرات مهلک واقع شده‌اند.

مانع اصلیِ نیل به حق، «شهوت» است. شهوت عبارت است از اینکه تمایلات جسمانی و سائقه‌های حیوانی بر نفس انسان حاکم گردد و آدمی را از حقیقت وجودی خود غافل سازد.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00