روش‌شناسی

ضرورت پرداختن به فروع اعتقادی همانند فروع فقهی و عملی به روش اصولی

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.

صوت


ضرورت مباحث کلام معاصر و خلأ متکلمان متخصص

این موضوع واقعاً مباحث مفصل و مستوفایی را می‌طلبد که از سنخ مباحث کلامی و به‌ویژه مباحث «کلام معاصر» است. این‌ها مباحثی از کلام معاصر است که متأسفانه تاکنون انجام نشده است.

ما متأسفانه متکلم نداریم. عمدهٔ متکلمان ما، چنانچه این تعبیر صحیح باشد، تنها به «ما یجب الاعتقاد به» پرداخته‌اند؛ یعنی صرفاً به اصول اعتقادات توجه کرده‌اند و نه به فروع اعتقادات. این در حالی است که بخش اعظم معارف ما را «فروع اعتقادی» تشکیل می‌دهد؛ مسائلی نظیر:

  • وضعیت دوران ظهور

  • جزئیات مباحث شفاعت

  • ویژگی‌ها و احوالات دوران برزخ

  • جزئیات و خصوصیات دوران قیامت

وضعیت فعلی پژوهش‌ها در حوزهٔ فروع اعتقادی

تنها کسانی که تاکنون به این بخش‌ها پرداخته‌اند، دو گروه بوده‌اند:

  1. محدثان: که تنها به نقل و گردآوری احادیث بسنده کرده‌اند. حداکثر تلاش در این زمینه متعلق به مرحوم علامه مجلسی (رحمت خداوند بر او باد) است که بیانات مختصری ذیل روایات ارائه داده‌اند؛ اما در آنجا نیز نه جمع‌بندی جامع به چشم می‌خورد و نه سیستماتیک‌سازیِ مباحث، در حالی که سامان‌دهی روشمند از وظایف متکلم است.

  2. برخی از فرقه‌ها مانند شیخیه: آنان در این ابواب دست به اقدامات کلامی زده‌اند (البته نه در تمامی ابواب)؛ اما پرسش اساسی این است که آیا ما می‌توانیم به تراث شیخیه اعتماد کنیم؟

پس پرداختن به فروع اعتقادی رسالت چه تخصصی است؟ آیا وظیفهٔ فقیه است، یا فیلسوف، یا مفسر، یا محدث، یا مورخ؟ بدیهی است که این امر وظیفهٔ «متکلم» است؛ در حالی که ما در این زمینه هیچ کار تحقیقی و جدی انجام نداده‌ایم.

به همین سبب، این دست از مباحث همواره در سطح «خطابیات» باقی مانده است. مطالبی وجود دارد، اما صرفاً جنبهٔ خطابی دارد و تنها جمعی از اهل منبر به این مباحث پرداخته‌اند. سطح مباحث خطابی نیز مشخص است؛ هرگز یک تحقیق عمیق، اجتهادی و جامع که در آن استقراء و «استفراغ وسع» صورت گرفته باشد—همانند آنچه در فقه رخ می‌دهد—وجود ندارد.

مقایسهٔ روش‌شناسی فقه و کلام

شما مشاهده کنید در یک فرع جزئی فقهی چه تلاشی صورت می‌گیرد:

  • آیات قرآن، عمومات، اطلاقات و مقیدات آن با دقت بررسی می‌شود.

  • روایات مربوطه مورد موشکافی قرار می‌گیرد.

در مباحث کلامی نیز ما به تمامی آن بررسی‌ها نیازمندیم و علاوه بر آن‌ها، موضوعات بنیادین دیگری نیز اضافه می‌شود. در فقه و فروع عملی، دلایل عقلی ما فوق‌العاده محدود است؛ دلایل مستقلات عقلیهٔ ما عملاً منحصر شده است به «العدل حسنٌ و الظلم قبیحٌ» و تنها همین موارد باقی مانده است. از این مبنا در سراسر فقه چه مقدار می‌توان استنباط کرد؟ غالب آن‌ها به غیرمستقلات عقلیه بازمی‌گردد.

اما در مباحث اعتقادی، با حجم گسترده‌ای از مستقلات عقلیه مواجه هستیم که گزاره‌ها باید حتماً با آن‌ها سنجیده شوند. علاوه بر عقل، مباحث تاریخی و تجربی نیز در میان است و علم تجربی داده‌هایی را در اختیار ما قرار می‌دهد. در فقه، علم تجربی جزو منابع به شمار نمی‌آید، اما در اعتقادات—در حوزهٔ «ما یصحّ الاعتقاد به» که مدار و مبنای کلام است—جایگاه دارد. دایرهٔ «ما یصحّ الاعتقاد به» بسیار گسترده است که بخشی از آن «یجب الاعتقاد به» و بخشی دیگر «لا یجب الاعتقاد به» است. وظیفه و کار اصلی متکلم، استنباط دقیق همین حوزهٔ «ما یصحّ الاعتقاد به» است.

حال شما قضاوت بفرمایید که در حال حاضر چند نیروی متخصص و حرفه‌ای داریم که تخصص علمی آن‌ها استنباط «ما یصحّ الاعتقاد به» باشد؟ ملاحظه می‌کنید که این میدان تا چه پایه خالی از نیرو است و چه میزان نیازمند پژوهشگرانی است که عمر خویش را وقف این مسیر نمایند.

نقد نگاه اخباری به معارف مهدویت و لزوم رویکرد اصولی

اگر پژوهشگران در این عرصه گام بگذارند، آن‌گاه پرسش‌هایی نظیر اینکه «در دوران ظهور چه رخ خواهد داد؟» به‌درستی تحلیل می‌شوند. مردم دائماً چنین مسائلی را جویا می‌شوند، اما چه کسی پاسخی تحقیقی—و نه صرفاً خطابی—به آن‌ها داده است؟

پاسخ خطابی یعنی پاسخ اخباری؛ بدین معنا که روش اصولی اعمال نمی‌شود. فرد کتاب بحارالانوار را می‌گشاید و روایتی نقل می‌کند، بدون آنکه سند آن ارزیابی شود که آیا مرسل است، مسند است یا اتصال دارد؟ سپس دلالت متن بررسی نمی‌شود که عام است، خاص است یا دارای قید و شرط است؛ بلکه صرفاً کتاب را باز کرده و مطلبی بیان می‌کنند. این شیوه، همان شیوهٔ خطابی و اخباری است.

در حال حاضر شیوهٔ رایج ما در بررسی فروع اعتقادی متأسفانه اخباری‌گری است؛ در حالی که روش ما در فروع اعتقادی نیز باید مبتنی بر روش اصولی و اجتهادی باشد. از این رو معتقدیم:

  • متکلم واقعی در وهلهٔ نخست باید فقیه و مستنبط باشد؛ زیرا بخشی از اسلوب اجتهاد در کلام، عیناً همان روش اجتهاد در فقه است و بدون فقیه شدن، امکان تبدیل شدن به یک متکلم واقعی وجود ندارد.

  • متکلم علاوه بر آن باید اصولی و فیلسوف باشد تا بتواند کار کلامیِ عمیق و تحقیقی انجام دهد.

جایگاه چنین متکلمان برجسته‌ای اکنون خالی است، در حالی که علم کلام یکی از ارکان اصیل علوم اسلامی به شمار می‌رود.

ضرورت تحلیل اجتهادی از دوران ظهور

چنانچه این علم کلامِ جامع تحقق یابد، پاسخ بسیاری از پرسش‌ها نیز روشن خواهد شد؛ به عنوان نمونه:

  • آیا در دوران ظهور حضرت یا در زمان رجعت، اجرای حدود الهی تعطیل می‌گردد؟

  • آیا این بخش از احکام فقه به دلیل منتفی شدن موضوعش تعطیل می‌شود؟ (چرا که برخی گمان می‌کنند دیگر گناه یا اشتباهی رخ نمی‌دهد).

  • یا اینکه تعطیل نمی‌شود، بلکه عدالت به صورت تمام و کمال به اجرا درمی‌آید؟

این نگرش‌ها هر کدام مبانی متفاوتی دارند. نباید تصور کرد چون دوران ظهور فرا می‌رسد، حدود تعطیل و سرقت مطلقاً متوقف می‌شود و وضعیتی همچون بهشت حاکم می‌گردد؛ یا اینکه تخلف وجود دارد، اما با سارق برخوردی عادلانه صورت گرفته و حق به صاحبش اعاده می‌شود. این مباحث نیازمند بررسی دقیق است؛ باید ادلهٔ نقلی به طور کامل رصد گردند، ادلهٔ عقلی به دقت سنجیده شوند و در نهایت ماحصل آن‌ها به عنوان «ما یصحّ الاعتقاد به» تبیین گردد.

نمی‌توان موضع منفعلانه اتخاذ کرد و گفت این امور مربوط به دوران ظهور است؛ بلکه انسان باید خود را برای یاری و نصرت حضرت در آن دوران آماده سازد. این‌گونه تصورات ناشی از نوعی تلقیِ نادقیق از مفهوم «انتظار فرج»، حقیقت ظهور و دوران پس از ظهور است. تبیین اینکه:

  • حقیقت انتظار فرج چیست؟

  • انتظار فرجِ صحیح کدام است؟

  • اساساً فرج آل محمد به چه معناست و چه وقایعی را در بر می‌گیرد؟

همگی مسائلی کلامی هستند که نیازمند موشکافیِ عقلی و نقلیِ عمیق‌اند و متأسفانه تا کنون بدان‌ها پرداخته نشده است.

اتمام حجت و مسئولیت پژوهشگران معاصر

امروزه امید و چشم‌انتظاری—اگر نگوییم متوجه خود امام زمان (عج)—دست‌کم متوجه یاران و شیفتگان حضرت است. اکنون امکانات سخت‌افزاری و پژوهشی مناسبی فراهم است که تا سی و پنج سال پیش به‌هیچ‌وجه وجود نداشت. ما موظفیم قدردان این نعمت باشیم.

برای فراهم آمدن بستر فعلی، مجاهدت‌های فراوانی انجام شده، خون‌ها بر زمین ریخته شده و منابع مالی گسترده‌ای هزینه گشته است تا امروز من و شما بتوانیم به وظیفهٔ علمی و اعتقادی خود عمل کنیم. بنابراین، این امر یک وظیفهٔ شرعی بر عهدهٔ ماست و چنانچه در این مسیر کوتاهی بورزیم، به مقام والای امام زمان—که نام مبارکش را بر دوش می‌کشیم و ادعای سربازی‌اش را داریم—، به خون مطهر شهیدان و به صدها سال مجاهدت مؤمنان جفا کرده‌ایم.

والسلام علیکم و رحمة الله.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00