توحید و معرفت خدای متعال - جلسه 6

کلید معرفت به دست ماست


صوت و فایل‌های این درس فقط برای ثبت‌نام‌کنندگان درس‌گفتار در دسترس است.

متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایل‌ها، در درس‌گفتار «توحید و معرفت خدای متعال» ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام در درس‌گفتار

یادآوری: گفته شد که در شناخت و معرفت نیازمند معرفی از سمت طرف مقابل هستیم و همانطور که اشاره شد اکنون همگی ما به صورت فطری با خدا آشنا هستیم؛ این بدان معناست که خدا خودش را به همه‌ی انسان‌ها معرفی کرده است. در کنار این بحث نیز به آیاتی از قرآن درمورد فطری بودن شناخت خدا و همچنین اقرار تمامی انسان ها به خداوندی خدا و اینکه او صاحب همه ماست، اشاره شد.

معرفت خداوند به چه معناست؟

نکته اول: معرفی از سوی معروف انجام می‌پذیرد.

نخستین قدم در معرفت و معرفت الله آن است که به یک معرفی پیشین نسبت به طرف مقابل دسترسی داشته باشیم.

نکته دوم: معرفت با اطلاعات و معلومات فرق دارد.

معرفت با دانستن تفاوت دارد، به این معنی که مثلاً اگر به شما گفته شود ترس را توضیح دهید، عباراتی را در وصف آن ارائه می‌دهید ولی زمانی که تجربه ترسیدن را در ذهن خود تداعی می‌کنید ترس را با تمام وجود خود حس می نمائید. به همین ترتیب هنگامی که صحبت از معرفت خدا می‌شود در یک وضعیت اطلاعاتی را در این باره ارائه می‌دهیم و در وضعیت دیگر مثل یک شب جمعه یا هنگام حضور در مکان‌های زیارتی در عمل به معرفت خدا رسیده‌ایم و آن را به صورت عملی درک کرده‌ایم. این نکته مهمی است که وقت خود را بر سر معلومات و اطلاعات نگذاریم. کسب اطلاعات و معلومات زمانی که موجب معرفت شود، مفید است.

نکته سوم: معرفت در وجود من آثاری دارد!

جنس معرفت اینگونه است که بعد از محقق شدن در وجود فرد اثر می‌گذارد. بسیاری از ما در طول روز اطلاعاتی را در زمینه‌های مختلف کسب می‌کنیم، ورزش، سلامتی، اقتصاد و…، ولی کدامیک از آن‌ها در درون ما رسوخ می‌کند و به اصطلاح با آن زندگی می‌کنیم؟ عموماً تمامی آن‌ها در ذهن ما ذخیره می‌شوند و هرگاه به آن‌ها احتیاج داشته باشیم به آن‌ها مراجعه می‌کنیم. چنین فرآیندی را معرفت نمی‌گویند! جنس معرفت اینگونه است که وقتی در وجود فرد آمد آثاری به همراه دارد. به طور مثال اگر فردی موقعیتی را که در آن ترسیده است را برای شما توضیح دهد، امکان دارد برای شما خنده دار باشد و بخندید ولی آن فرد به هنگام وقوع آن حادثه ترسیده است. اما اگر شما نیز در آن اتفاق حضور داشته باشید نیز چنین حالتی برای شما پیش می‌آید و آن را به تمامه در وجود خود احساس خواهید کرد. پس با توضیحاتی که داده شد وجه تمایز اطلاعات و معرفت این شد که معرفت از جنس مواجهه و وجدان است و از جنس حافظه و خاطره نیست. پس بین شناخت خدا از لحاظ علمی و معرفت نسبت به او تفاوت وجود دارد.

نکته چهارم: کلید معرفت به دست ماست.

زمان فعال شدن معرفت نسبت به خدا آن هنگام است که انسان خودش در درون به تفکر و اندیشه بپردازد که خالق و صاحب او کیست؟! معرفت نسبت به خدا در درون همه ما هست ولی فعال کردن آن با ماست.

نکته پنجم: معرفت شدت و ضعف دارد.

اگر چه خدا خودش را به همگان معرفی کرده است و ما در درون او را به روشنی می‌شناسیم ولی در طول زندگی دچار غفلت و فراموشی نسبت به این معرفت می‌شویم و نیاز به تذکر و یاد آوری داریم. پیامبران و فرستادگان الهی به همین منظور به میان مردم آمده‌اند.

از دیگر مواقفی که این تذکر برای آدمی به وجود می‌آید زمان بروز حوادث، اتفاقات و ناملایمات زندگی است که باعث فعال شدن و شدت گرفتن معرفت خدا می‌گردد. حال چرا ما دچار این فراموشی می‌شویم؟ جواب این سؤال مشخص است، زمانی را به خاطر بیاورید که به هر دلیلی منقلب شده‌اید و خدا را با تمام وجود یافته‌اید و صدا کرده‌اید، آیا با تعمیم آن حالت به تمامی زمان‌ها و مقاطع زندگی دیگر می‌توان به صورت عادی در این دنیا زندگی کرد؟ یکی از دلایل فراموشی آن موقف که از همگی سؤال شد «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» و همه پاسخ دادند «قالوا بلی» نیز همین است که ما تاب تحمل معرفت خداوند متعال در حد بالا و متعالی را نداریم.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00