توحید و معرفت خدای متعال - جلسه 8

نقش انبیاء در معرفتِ ما به خدا


صوت و فایل‌های این درس فقط برای ثبت‌نام‌کنندگان درس‌گفتار در دسترس است.

متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایل‌ها، در درس‌گفتار «توحید و معرفت خدای متعال» ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام در درس‌گفتار

یادآوری: به این نقطه رسیدیم که معرفت نسبت به خدا از جانب خود او قرار داده شده است و کلید فعال کردن این معرفت نیز در دست ماست. همچنین اشاره شد که جایگاه معرفت خدا قلب است؛ گفته شد آن چیزی که هر فرد به همراه اعمال خود می‌بایست در پیشگاه الهی ارائه دهد، قلب است.

برای رسیدن به معرفت الهی چه باید کرد؟

همانطور که پیش تر بیان شد معرفت از شدت و ضعف برخوردار است، حال می‌خواهیم بدانیم که چگونه از ضعف آن بکاهیم و مواقف شدت آن را افزایش دهیم؟ معرفت و خداشناسی یعنی آن چیزی که شخص را عوض کند زیرا همانطور که پیش تر گفته شد معرفت آثاری را با خود به همراه دارد. برای رسیدن به این معرفت به قرآن، مراجعه می‌کنیم. در قرآن از واژه ای به نام «ذکر» استفاده شده است. این واژه در مقابل عبارت غفلت و فراموشی است. زیرا همانطور که گفته شد ما خدا را در درون خود می‌شناسیم و با او آشنا هستیم ولی به آفتی به نام فراموشی و غفلت دچار می‌شویم. قرآن نیز مکرراً مردم را از غفلت برحذر می‌دارد. سراسر قرآن تذکر به آدمی است، «أفَلا تبصرون»، «أفَلاتعقلون»، «اذان لایسمعون بها». پس بهترین روش برای رسیدن به معرفت به تعبیر قرآن «تذکر» است.

نقش انبیاء در معرفت الله

یکی از موضوعاتی که در قرآن مطرح می‌شود فرستادن انبیاء و رسل الهی از جانب خداست که قرآن از آن تعبیر به تذکر می‌کند، تذکر نسبت به خدایی که مردم در درونشان او را می‌شناسند. به عنوان مثال قرآن می‌فرماید این پیامبر آمد به سوی قومش و بعد خطاب به قوم گفت «إنی رسول الله الیکم»، بعد از اینگونه دعوت‌ها هیچگاه گزارشی در قرآن مشاهده نمی‌کنیم که کسی اعتراض کرده باشد که این الله کیست که تو از جانب او به عنوان رسول آمده ای؟. در اغلب موارد تکذیب‌ها و انکارها راجع به این است که تو رسول آن خدا نیستی.

به عبارت دیگر همه در شناخت خدا و آشنایی با او متفق القول هستند. پس آنچه که لازم به شناخت خداست در درون همه قرار دارد و فقط نیاز به تذکر و یادآوری است که انبیاء و فرستادگان الهی به همین منظور از جانب خدا به میان مردم می‌آمدند. به عنوان مرجع دیگر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در قسمتی از خطبه اول نهج البلاغه به ارسال متوالی رسل از جانب خدا اشاره می‌کند و دلیل این امر را می‌فرماید «لیستعدوهم میثاق فطرته» خداوند پیغمبران را فرستاد تا آن پیمان فطرت را به ادا بکشند وآن را فعال کنند و مردم را متذکر کنند. در واقع تذکر پیرامون همان پیمانی است که خداوند فرمود «اَلَستُ بِرَبِّکم» و همه در جواب گفتند «قالوا بلی». و در ادامه خطبه حضرت می‌فرمایند که «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» یعنی عقل (یا همان قلب) دارای گنجینه و دفینه ای است که معارف آدمی در آن قرار می‌گیرد و نیاز است که بازیابی شده و صیقل داده شود.

پس خلقت ما در ابتدا به صورت کامل صورت گرفته، یعنی یک سری اصول به همگان ارائه شده است و همگی آن‌ها را به شکل کامل پذیرفته و نسبت به آن متعهد شده‌اند ولی در این دنیا دچار نسیان و فراموشی می‌شوند و نیاز دارند تا به آن‌ها متذکر شوند و آن‌ها را یادآور شوند.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00