قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 9
شرور و اجابت دعا
صوت و فایلهای این درس فقط برای ثبتنامکنندگان درسگفتار در دسترس است.
متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایلها، در درسگفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبتنام کنید.
ثبتنام در درسگفتارشرور و استجابت دعا
یکی از پرسشهایی که شرور و بهخصوص کرونا ایجاد کرده این است: حال که همه مردم مشغول دعا هستند و از خدا میخواهند ویروس کرونا نابود شود، چرا چنین نمیشود؟ در حالی که خداوند در قرآن میفرماید: «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم؛ [1] پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم.» «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعان؛ [2] و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم.»
در پاسخ به این پرسش دو بحث مطرح است: بحث اول این است که معنای استجابت دعا چیست؟ بحث دوم این که آیا استجابت دعا دارای شروط و موانع است؟ بحث دوم به نوبه خود به دو بحث شروط استجابت و موانع استجابت تقسیم میشود.
در مورد بحث مقام اول باید گفت از لحاظ لغوی، دو واژه استجابت و اجابت که در دو آیه بالا آمده، همانطور که لغت شناسان گفتهاند، به یک معناست و هر دو به معنای پاسخ دادن است. جوهری میگوید: الجوَاب معروف. یقال أجابه و أجاب عن سؤاله و المصدر الإجابة... و الإجابة و الاستجابة بمعنی.
پاسخ دادن متناسب با سؤال و درخواست، معانی متفاوتی دارد. مثلاً پاسخ در مورد سؤال علمی معنایی دارد و در مورد تقاضای انجام کاری معنای دیگری دارد. اما در همه موارد از جمله طلب کاری، دو معنا دارد. یک معنا که معنای خاص اجابت است، برآورده کردن و انجام دادن کاری است که طلب و تقاضا شده است. معنای دوم که معنای عام است، عنایت و توجه نشان دادن با درخواست و بیتوجهی نکردن به درخواست است. این معنای عام هم شامل معنای خاص میشود و هم انواع دیگر توجه و واکنش به درخواست را شامل میشود.
در احادیث هر دو معنا از اجابت و استجابت مطرح شده است. به دیگر سخن، هم معنای خاص و هم معانی دیگری برای اجابت ذکر شده که همه این معانی در ذیل معنای عام اجابت و جواب قرار میگیرد. در برخی روایات از پیامبر خدا که در کتابهای فریقین نقل شده، سه معنا برای استجابت دعا ذکر شده است: تحقق مورد دعا بهصورت فوری، تحقق ثواب و ذخیره در آخرت، بر طرف شدن شری مثل خیر خواسته شده در دعا: مَا مِنْ مُسْلِمٍ دَعَا لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دَعْوَةً لَیْسَ فِیهَا قَطِیعَةُ رَحِمٍ وَ لَا إِثْمٌ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِهَا أَحَدَ خِصَالٍ ثَلَاثَةٍ إِمَّا أَنْ یُعَجِّلَ دَعْوَتَهُ وَ إِمَّا أَنْ یَدَّخِرَ لَهُ وَ إِمَّا أَنْ یَدْفَعَ عَنْهُ مِنَ السُّوءِ مِثْلَهَا. [3]
در چند روایت دیگر این سه واکنش مثبت خدا به دعا، بهعنوان استجابت دعا ذکر شده است: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَدْعُو اللَّهَ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ إِمَّا أَنْ یُعَجِّلَ لَهُ فِی الدُّنْیَا أَوْ یُؤَجِّلَ لَهُ فِی الْآخِرَةِ وَ إِمَّا أَنْ یُکَفِّرَ عَنْهُ مِنْ ذُنُوبِهِ بهقدرِ مَا دَعَا مَا لَمْ یَدْعُ بِمَأْثَم. [4] در روایتی دیگر که این سه معنا ذکر شده، در مورد معنای دوم گفته شده که افضل از معنای اول است. در برخی روایات، استجابت به دو معنای اعطای درخواست در دنیا یا در آخرت آمده است: ما من مؤمن یدعو بدعوه الا استجیب له؛ فإن لم یعطها فی الدنیا اُعطیها فی الآخره. در روایتی استجابت به معنای خاص آمده؛ اما گفته شده که اگر دعا استجابت نشود برای دعا کننده حسنه نوشته میشود: إذا دعا أحدکم بدعوه فلم یُستجب له، کُتبت له حسنه. بنابراین استجابت هم به معنای خاص به کار میرود و هم به معنای عام که تا کنون سه مصداقش بیان شد.
در روایتی آمده که زندیقی از امام صادق پرسید چرا با وجودی که خداوند در قرآن وعده اجابت دعا داده، دعای فرد درمانده و مظلوم برآورده نمیشود. امام در پاسخ فرمودند: هیچ کس نیست که او را بخواند، جز آن که پاسخش میدهد (الا استجاب له)؛ امّا ستمکار، دعایش برمیگردد تا آنگاه که به درگاه خدا توبه کند؛ امّا شخص مُحِق، هرگاه دعا کند، خداوند دعایش را مستجاب میکند (استجاب له) و بلا را از او، از جایی که نمیداند، دور میسازد یا پاداش فراوانی برای روزی که به آن نیازمند است، ذخیره میکند و اگر برآوردن آنچه بنده درخواست کرده است برایش خوب نباشد، از برآوردنش خودداری میکند. ای بسا بر مؤمنِ خداشناس گران باشد که به درگاه خدا برای چیزی دعا کند که نمیداند درست است یا نادرست. گاهی اوقات بنده از پروردگارش نابودی کسی را میطلبد که هنوز عمرش به سر نیامده است یا درخواست باران در وقتی میکند که شاید در آن وقت، بارش باران صلاح نباشد؛ چرا که خداوند، خود به تدبیر مخلوقاتی که آفریده داناتر است و امثال این موارد بسیار است. این مطلب را درک کن.
در صدر روایت، مصداقی چهارم برای استجابت دعا به معنای عام ذکر شده است. این مصداق در مورد ظالم و ستمکار است و استجابت خدا درباره او این است که دعایش را بر میگرداند تا زمان توبه که اگر توبه کرد مانند مظلوم با او برخورد میشود. در مورد مظلوم، استجابت به این معناست که یا خواسته او را برآورده میکند یا پاداش فراوانی به او میدهد.
در روایتی دیگر مشابه همین مطلب البته نه در مورد ستمکار بلکه حتی در مورد مظلوم ذکر شده است و البته تعلیق انجام خواسته دلایل دیگری دارد: فیما أوحَی اللّهُ تَعالی إلی داوُدَ علیه السلام: مَنِ انقَطَعَ إلَییَ کَفَیتُهُ و مَن سَأَلَنی أعطَیتُهُ و مَن دَعانی أجَبتُهُ و إنَّما اؤَخِّرُ دَعوَتَهُ و هِیَ مُعَلَّقَةٌ و قَدِ استَجَبتُها لَهُ حتی اتم قَضائی، فَإِذا تَمَّ قَضائی أنفَذتُ ما سَأَلَ. قُل لِلمَظلومِ: إنَّما اؤَخِّرُ دَعوَتَکَ و قَدِ استَجَبتُها لَکَ عَلی مَن ظَلَمَکَ، حتیاتم قَضائی لَکَ عَلی مَن ظَلَمَکَ؛ لِضُروبٍ کَثیرَةٍ غابَت عَنک و أنَا أحکمُ الحاکمینَ: إمّا أن تَکونَ قَد ظَلَمتَ رَجُلًا فَدَعا عَلَیکَ فَتَکونَ هذِهِ بِهذِهِ لا لَکَ و لا عَلَیکَ و إمّا أن تَکونَ لَکَ دَرَجَةٌ فِی الجَنَّةِ لا تَبلُغُها عِندی إلّا بِظُلمِهِ لَکَ؛ لِأَنّی أختَبِرُ عِبادی فی أموالِهِم و أنفُسِهِم؛ [5] از جمله چیزهایی که خداوند متعال به داود وحی فرمود این بود که: هر کس تنها به من تکیه کند، او را کفایت [و از خَلقم بینیاز] میکنم و هر کس از من بخواهد، به او عطا میکنم و هر کس مرا بخواند، پاسخش میدهم، جز آن که دعای او را به تأخیر میافکنم و همچنان اجابتشده معلّق میگذارم تا آن که قضایم صادر شود و چون قضایم صادر شد، خواسته او را اجرا میکنم. به ستمدیده بگو: نفرین تو را در حقّ کسی که به تو ستم کرده است، اجابت میکنم؛ امّا آن را به تأخیر میافکنم تا آنگاه که قضایم برای تو درباره کسی که به تو ستم کرده است، به انجام رسد و این، به دلایل گوناگونی است که تو از آن بیخبری و من خود، بهترینِ داورانم. یا به این دلیل است که تو نیز به مردی ستم کردهای و او تو را نفرین کرده است. پس، آن نفرین در برابر این نفرین است؛ [یعنی] نه نفرین تو را اجابت میکنم و نه نفرین او را در حقّ تو یا به این دلیل است که [در قبال آن ستمی که به تو شده،] تو را در بهشت درجهای دهم که جز با همین ستمی که در حقّ تو کرده است، به آن نمیرسی؛ چرا که من بندگانم را در مال و جان آنان میآزمایم.
در این روایت تصریح شده که با این که دعا استجابت شده؛ اما معلق است.
در روایتی از امام صادق مصداقی پنجم برای اجابت دعا ذکر شده است و آن لعن ستمکار بتپرست است. در این حدیث آمده است چون خداوند عهد کرده جواب دعا کننده را بدهد جواب ستمکاران بتپرست را اینگونه میدهد که آنان را لعن میکند: کانَ فیما وَعَظَ اللّهُ تَبارَکَ و تَعالی بِهِ عیسَی بنَ مَرییمَ أن قالَ لَهُ: یا عیسی ... قُل لِظَلَمَةِ بَنی إسرائیلَ: لا تَدعونی وَ السُّحتُ تَحتَ أحضانِکُم وَ الأَصنامُ فی بُیوتِکُم؛ فَإِنّی وَأَیتُ أن اجیبَ مَن دَعانی، و أن أجعَلَ إجابَتی إیّاهُم لَعنا عَلَیهِم حَتّی یَتَفَرَّقوا؛ [6] از جمله اندرزهای خداوند تبارک و تعالی به عیسی بن مریم این بود که به او فرمود: ای عیسی! ... به ستمکاران بنی اسرائیل بگو: در حالی که زیر پاهایتان حرام و در خانههایتان بت قرار دارد، مرا نخوانید؛ زیرا من با خود عهد استوار بستهام که هر کس مرا بخواند، پاسخش بدهم و پاسخ من به آنان تا زمانی که [از محفل دعا] پراکنده شوند، لعنت کردن ایشان است.
خلاصه بحث در مقام اول این است که اجابت و استجابت به دو معنای عام و خاص به کار میرود. اجابت به معنای عام، مطلق جواب است که شامل انواعی از پاسخها میشود که پنج مورد آن را در روایات یافتیم که عبارتند از: لعن ستمکار بتپرست، رد خواسته و معلق گذاشتن آن تا زمان توبه ستمکار، پاداش فراوان، برطرف کردن شری دیگر غیر از شر مورد دعا و برآورده کردن دعا. معنای خاص اجابت و استجابت، تحقق مورد پنجم است.
اما در مورد مقام دوم، یعنی شروط و موانع دعا باید گفت در آیات قرآن و روایات، شروط متعددی برای اجابت دعا ذکر شده است. فهرست این موارد عبارتند از: معرفت خدا، اخلاص، عمل صالح، پاک بودن درآمد و لقمه حلال، حضور قلب، بریدن از غیر خدا، انصاف در دعا. همچنین موانع متعددی برای اجابت دعا ذکر شده که مهمترین آنها عبارتند از: گناه، ظلم کردن و کمک به ظالم، نافرمانی از پدر و مادر، بریدن از خویشاوندان، زنا، شرابخواری، ترک امر به معروف و نهی از منکر، سبک شمردن نماز، سخن چینی، غنا، وفا نکردن به عهد خدا، متوسل شدن به غیر خدا (ناس)، حکمت خدا.
پرسشی که درباره این شرایط و موانع مطرح میشود این است که اینها در مورد معنای عام اجابت است یا معنای خاص آن؟ به نظر میرسد این شرایط و موانع در مورد معنای خاص اجابت است. برای مثال وقتی گفته میشود ظلم مانع اجابت دعاست، منظور این نیست که خداوند دعای ستمکار را جواب نمیدهد، زیرا در احادیث بالا دیدیم که خداوند حتی دعای ستمکاران بتپرست را هم پاسخ میدهد؛ اما پاسخ خدا لعن یا معلق گذاشتن دعا به توبه بود. در بسیاری از احادیث به جای مشروط کردن اجابت به شرط از تعابیر دیگری مثل مشروط کردن قضای حاجت به شرط آمده است. امام باقر میفرمایند: إنَّ العَبدَ یَسأَلُ اللّهَ الحاجَةَ، فَیَکونُ مِن شَأنِهِ قَضاؤُها إلی أجَلٍ قَریبٍ أو إلی وَقتٍ بَطیءٍ، فَیُذنِبُ العَبدُ ذَنبا، فَیَقولُ اللّهُ تَبارَکَ و تَعالی لِلمَلَکِ: لا تَقضِ حاجَتَهُ وَ احرِمهُ إیّاها؛ فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطی وَ استَوجَبَ الحِرمانَ مِنّی؛ [7] بنده از خداوند حاجتی میطلبد که اقتضا دارد به زودی یا دیرتر برآورده شود. سپس آن بنده گناهی میکند و خداوند تبارک و تعالی به فرشته میفرماید: حاجتش را برآورده مساز و او را از آن محروم کن؛ چرا که خود را در معرض خشم من قرار داد و مستوجب محرومیت من گشت.
وقتی مردم سؤال میکنند که چرا دعایمان اجابت نشد، منظور معنای خاص اجابت است و از این رو در پاسخ، دو بیان وجود دارد: یا گفته میشود اجابت خاص مشروط به اموری مثل حکمت است و در مورد دعای خاص، این دعا با حکمت الهی سازگار نیست. یا گفته میشود اجابت به معنای عام صورت گرفته است و مثلاً در مقام اجابت، خداوند ثوابی برای فرد دعا کننده لحاظ کرده است و دعای او را به این دلیل که خلاف حکمت است برآورده نکرده و معنای خاص اجابت محقق نشده است.
[1] غافر/سوره 40، آیه 60.
[2] بقره/سوره 2، آیه 186.
[3] آموزههایی از قرآن و حدیث، دیاری بیدگلی، محمدتقی، ج1، ص92.
[4] هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة - منتخب المسائل، الحر العاملی، الشیخ أبو جعفر، ج2، ص98.
[5] إرشاد القلوب، الدیلمی، حسن بن محمد، ج1، ص297.
[6] اخلاق فاضل، فاضل لنکرانی، محمد، ج1، ص165.
[7] وسائل الشیعة، الشیخ الحر العاملی، ج11، ص229، أبواب اشتغال الانسان به عیب نفسه عن عیب الناس فیه أحد عشر حدیثا وإشارة إلی ما مر، باب 36، ح 11، ط الإسلامیة.