قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 10
شرور و علم و قدرت معصومان
صوت و فایلهای این درس فقط برای ثبتنامکنندگان درسگفتار در دسترس است.
متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایلها، در درسگفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبتنام کنید.
ثبتنام در درسگفتاریکی از پرسشهایی که در مورد شرور و به طور خاص بیماری کرونا مطرح شده این است که آیا معصومان میتوانند این شرور را از بین ببرند یا درمان این بیماری را میدانند؟ در کنار این پرسش، سؤالاتی دیگری مطرح شده مثل اینکه آیا امام عصر یا دیگر امامان بیمار میشدند و اگر چنین است آنان در مواجهه با بیماری خود چه کار میکنند؟ آیا معصومان علم غیب دارند یا ندارند و اگر دارند چرا ازآن استفاده نمیکنند؟ این گونه پرسشها به علم غیب معصومان و ولایت تکوینی آنان مرتبط است و مباحث گستردهای در اینجا وجود دارد. بهترین منابع حدیثی در این باره کتاب کافی کلینی و کتاب بصائرالدرجات صفار قمی است که حاوی صدها روایت در اثبات علوم گسترده و ولایت تکوینی و تشریعی پیامبر و اهل بیت اوست. در اینجا به طور فشرده گزارشی از چند باب کتاب الحجه اصول کافی در این باره ارائه میکنیم.
یکی از ابواب کافی این است که ائمه علم ما کان و ما یکون را میدانند و چیزی بر آنان پوشیده نیست. در بخشی از حدیث اول این باب که صحیحه است واز امام صادق نقل شده، چنین آمده است: لَوْ کُنْتُ بَیْنَ مُوسَی وَ الْخَضِرِ لَأَخْبَرْتُهُمَا أَنِّی أَعْلَمُ مِنْهُمَا وَ لَأَنْبَأْتُهُمَا بِمَا لَیْسَ فِی أَیْدِیهِمَا لِأَنَّ مُوسَی وَ الْخَضِرَ أُعْطِیَا عِلْمَ مَا کَانَ وَ لَمْ یُعْطَیَا عِلْمَ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ وَ قَدْ وَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وِرَاثَةً.
باب دیگر این است که ائمه هرگاه مطلبی را اراده کنند که بدانند، بلافاصله خواهند دانست. امام صادق میفرماید: إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِکَ. علم مورد نظر در این روایات غیر از علوم گستردهای است که معصومان میدانند و در مواردی است که علمش در نزدشان حاضر نیست و هر لحظه اراده کنند خداوند علم آن چیز را به آنها میدهد. ظاهر این روایات عام است و شامل هر موردی میشود؛ مگر موارد خاصی مثل زمان ظهور امام عصر یا زمان قیامت که استثنا شده است.
باب دیگر باب اسم اعظم است. بر اساس روایات این باب به هر پیامبر چند حرف از اسم اعظم داده شده که با کمک آن معجزاتی را انجام میدادند و به آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان، یک حرف داده شده بود که با کمک آن تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد؛ درحالی که 72 حرف از 73 حرف اسم اعظم به پیامبر ما و اهل بیت او داده شده است. در قرآن کریم آمده است: «کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب.» [1] در روایات فریقین منظور از کسی که علم کتاب نزد اوست امیرالمومنین دانسته شده است، از جمله در کتاب بصائرالدرجات 21 حدیث در این باره نقل شده است. از سوی دیگر بر اساس آیه 40 سوره نمل [2] کسی که علمی از کتاب داشت (علمٌ من الکتاب)، که بر اساس روایات آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان بود، توانست تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین بیاورد. با مقایسه کسی که همه علم کتاب را دارد و 72 حرف از اسم اعظم میداند با کسی که علمی از کتاب دارد و یک حرف از اسم اعظم میداند، میتوان به علم و قدرت و ولایت تکوینی اهل بیت پی برد.
مطالب بالا شمهای از علم و قدرت گسترده معصومان است. حال به بحث خود بر میگردیم. آیا معصومان و از جمله امام عصر، میتوانند خود و دیگران را شفا دهند یا ویروسی را نابود کنند؟ پاسخ این است که این کار دربرابر علم و قدرت گسترده آنان بسیار اندک و ناچیز است و قطعاً معصومان راه درمان کرونا و راه نابود کردن آن را میدانند و مطالبی که این روزها در خصوص نیاز امام به طبیب بیان شد بی اساس است. اگر نگاهی به احادیث مربوط به سلامت و درمان که در کتاب دانشنامه احادیث پزشکی، تالیف آیه الله ری شهری، 2055 حدیث در این باره جمع آوری شده است، نگاهی بیافکنیم خواهیم دید که معصومان ضمن بیان اهمیت طب و لزوم یاد گیری آن، پیامبران و امامان را آگاه به علم طب معرفی کردهاند.
در مناظره امام صادق با طبیب هندی در مجلس منصور عباسی، ابتدا طبیب هندی خود را دانشمندتر از امام و دیگران معرفی کرد ولی پس از بیان نکات طبی توسط امام، در انتهای بحث، او ضمن اظهار شهادتین خطاب به امام گفت: أنک اعلم اهل زمانک. در این کتاب، 78 حدیث درباره توصیههای عمومی سلامت نقل شده است. همچنین 831 حدیث درباره چگونگی سلامتی تک تک اندامهای بدن انسان و حالات مختلف انسان ذکر شده است. نیز 571 حدیث درباره مداوای بیماریهای مختلف با آنچه در طبیعت وجود دارد نقل شده است. این حجم از احادیث که بسیاری از آنها از کتابهای معتبر مانند کافی نقل شده و سند معتبر نیز دارند، حکایت از دانش معصومان در خصوص علم طب و راههای سلامتی بدن و مداوای بیماریها دارد. با وجود این، برای ما قطعی نیست که معصومان از علم گسترده خود و از جمله علم طب، در خصوص نابودی کرونا در جهان استفاده خواهند کرد یا چنین نخواهند کرد؛ چون ممکن است تقدیر و خواست خدا این باشد که مردم را با این ویروس آزمایش کند.
اصولاً خداوند در جهان سنتهای طبیعی و عادی را جاری ساخته است و اصل این است که این سنتها شکسته نشود؛ مگر در موارد خاص. از این روست که مردم را در هنگام نیاز به متخصص مانند پزشک به متخصص رجوع میدهند؛ ولی بر اساس آموزه قضا و قدر الهی که بر اساس آن تا خدا چیزی را نخواهد رخ نمیدهد، مردم را به دعا به درگاه الهی و توسل به پیامبر و اهل بیت سوق میدهند. پس بر اساس سنتهای الهی ائمه هم دچار بیماری میشدند؛ اما این قدرت را داشتند تا خود را درمان کنند. البته ممکن است از این قدرت برای مداوای خود و دیگران استفاده کنند یا چنین نکنند. در مورد دلایل عدم استفاده از علم غیب در موارد مختلف توسط معصومان نکات زیر قابل ذکر است:
- در بحث از حکمتهای شرور، این حکمتها را به سه بخش حکمت عام، حکمت خاص معصومان و حکمت خاص گناهکاران تقسیم کردیم. دو قسم اول شامل حال معصومان میشود. حکمت عام که آزمایش است باید برای همه مردم رخ دهد و این برخلاف حکمت الهی است که معصومان با استفاده از علم و قدرت گسترده خود، خویش را از آزمایش معاف سازند. حکمت خاص معصومان نیز برای ترفیع درجه و کمال است و باز درست نیست که معصومان خود را از کمال محروم کنند. از این رو آنان در اکثر موارد در برابر مشکلات صبر میکنند و از علم غیب و قدرت تکوینی خود استفاده نمیکنند.
- یکی از دلایل کمتر استفاده کردن از علم غیب، جلوگیری از غلو مردم است. امیرالمومنین میفرمایند: «وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ کُلَّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لَکِنْ أَخَافُ أَنْ تَکْفُرُوا فِییَ بِرَسُولِ اللَّهِ؛ [3] سوگند به خدا، اگر بخواهم میتوانم هر کدام شما را از آغاز و پایان کارش و از تمام شئون زندگی آگاه سازم، امّا از آن میترسم که با این گونه خبرها نسبت به رسول خدا کافر شوید.» ظاهراً منظور حضرت این است که اگر ایشان علم غیبشان را آشکار سازند مردم در حق او غلو خواهند کرد و او را به مرتبه خدایی یا پیامبری میرسانند و به این صورت نسبت به دین اسلام و پیامبر خاتم کافر میشوند.
- دلیل دیگر این است که آنان اسوه و الگوی مردم هستند و شخص وقتی میتواند الگو باشد که مانند مردم زندگی کند و مانند آنها متحمل مشکلات شود؛ نه اینکه مانند ملائکه زندگی کند. از این رو معصومان معمولاً از علوم خود برای حل مشکلات دینی مردم استفاده میکردند و به پرسشهای آنان پاسخ میدادند. چون این کار وظیفه اصلی آنان بود و در موارد دیگر به اندازه ضرورت از علوم و قدرتهای غیرعادی خود استفاده میکردند. امام باقر در پاسخ به حمران که پرسید چرا با وجود علم و قدرت گسترده ائمه و مقامشان نزد خدا، مغلوب خلفای جور شدند و این همه مشکلات پیدا کردند، فرمودند: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ یَا حُمْرَانُ حَیْثُ نَزَلَ بهمْ مَا نَزَلَ مِنْ ذَلِکَ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ یَدْفَعَ عَنْهُمْ وَ أَلَحُّوا عَلَیْهِ فِی إِزَالَةِ مُلْکِ الطَّوَاغِیتِ وَ ذَهَابِ مُلْکِهِمْ لَزَالَ أَسْرَعَ مِنْ سِلْکٍ مَنْظُومٍ انْقَطَعَ فَتَبَدَّدَ؛ [4] ای حمران اگر امامان وقتی دچار این مشکلات شدند از خدا میخواستند اینها را از آنان دفع کند و در مورد نابودی حکومت طاغوتها اصرار میکردند، حکومتشان سریعتر از تسبیحی که بندش پاره میشود و دانهها پراکنده میشوند، از بین میرفت.»
[1] الرعد/سوره 13، آیه 43.
[2] نمل/سوره 27، آیه 40.
[3] شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج10، ص10.
[4] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسی، ج26، ص150.