• 23 فروردین 1399
  • 68

قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 3

شرور و یگانگی خدا (1)


صوت و فایل‌های این درس فقط برای ثبت‌نام‌کنندگان درس‌گفتار در دسترس است.

متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایل‌ها، در درس‌گفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام در درس‌گفتار

این‌جا مناسب است معروف‌ترین پاسخ مطرح‌شده به مسئله‌ی منطقی شر در فلسفه دین را بررسی کنیم. این پاسخ، دفاع مبتنی بر اختیار الوین پلانتینگا است. البته در اکثر پاسخ‌هایی که به مسئله‌ی شر-به‌خصوص شر اخلاقی- داده شده، از اختیار انسان استفاده شده است.

پاسخ پلانتینگا: دفاع مبتنی بر اختیار

پاسخ پلانتینگا از یک سو بر روی شر اخلاقی متمرکز شده است؛ زیرا بر اساس پاسخ آگوستین که مورد پذیرش اکثریت مسیحیت است، شرور طبیعی نتیجه‌ی شرور اخلاقی و گناهان انسان‌هاست. از سوی دیگر پاسخ وی بر روی صفت قدرت خدا تمرکز دارد.

خلاصه‌ی پاسخ پلانتینگا این است که او برای رفع تعارض میان شرور با وجود خدای موصوف به سه صفت مذکور، بحث را بر روی قدرت خدا می‌برد و می‌گوید: خداوند نمی‌توانست جهانی خلق کند که واجد خیر اخلاقی و فاقد شر اخلاقی باشد؛ زیرا خداوند نمی‌تواند از یک سو موجوداتی بیافریند که با اختیار خود به کمالات اخلاقی می‌رسند و از سوی دیگر این موجودات مختار همیشه خیر را انتخاب کنند؛ چون انسان‌های مختار، خواه‌ناخواه ممکن است گاه شر را انتخاب کنند. پس خداوند برای جلوگیری از شر، باید اختیار را از انسان سلب کند که نتیجه آن، محروم شدن انسان از خیر اخلاقی و کمالات معنوی است. پس وجود خدا با توجه به این مطلب که خدا می‌خواهد انسان‌ها به خیر اخلاقی برسند، شرور را تولید خواهد کرد. پس وجود خدا با شرور تعارض ندارد.

منتقدان اشکال کرده‌اند که لازمه‌ی قادر مطلق بودن خدا این است که او بتواند موجودات مختاری بیافریند که هیچ‌گاه دچار شر اخلاقی نشوند. پاسخ پلانتینگا این است که جهانی که در آن همه‌ی افراد همواره مختارانه بر طریق صواب باشند، بدون شک ممکن است؛ اما خلق چنین وضعیت اموری در ید قدرت خداوند نیست. در واقع، مخلوقات مختارِ چنین جهانی، با انتخاب‌های مختارانه‌ی خود، به تحقق آن جهان مدد می‌رسانند. قائلین به دفاع مبتنی بر اختیار، تأکید می‌ورزند که خداوند نمی‌تواند افعال اشخاص مختار را تعین ببخشد.

بدین‌سان پلانتینگا قبول دارد که گناه نکردن انسان مختار ذاتاً ممکن است؛ اما اگر در مرحله‌ی وقوع، خداوند بخواهد کاری کند که هیچ‌کدام از انسان‌های مختار گناه نکنند، باید افعال آن‌ها را متعین سازد و تعین و ضرورت با اختیار ناسازگار است.

منتقدان، از جمله مکی و فلو اشکال کرده‌اند که اختیار انسان با موجبیت الهی یا طبیعی سازگار است. در نهایت پلانتینگا پاسخ می‌دهد که اختیار با ضرورت علیت و تعین بخشی الهی یا طبیعی ناسازگار است.

به نظر می‌رسد هم اشکال آخر مکی و فلو وارد نیست و هم پاسخ پلانتینگا درست نیست. اشکال حرف مکی و فلو این است که تعین ضروری افعال، خواه منشأ آن علل طبیعی باشند و خواه علیت خدا، فعل انسان را ضروری می‌کند و انسان قادر بر ترک فعل نیست. در حالی که قدرت و اختیار، همان‌طور که متکلمان گفته‌اند، به معنای توانایی بر فعل و ترک است. اشکال پاسخ پلانتینگا این است که خداوند، قادر بر هر امر ممکنی است و موجودات مختاری که گناه نمی‌کنند امری ممکن است. گذشته از این‌که این موجودات مختار غیر‌گناه‌کار در واقعیت هم وجود دارند که مصداق برجسته‌ی آن معصومان هستند. فرشتگان هم بر اساس نظریه‌ی درست مختار بودن آنان، از مصادیق این‌گونه موجودات هستند.

در توضیح مطلب می‌توان گفت خداوند از راه‌های مختلفی می‌تواند جهانی بسازد که انسان‌ها در آن گناه نکنند. یکی از این راه‌ها این است که در ما میل به گناه قرار ندهد و تنها میل به کارهای خوب قرار دهد. این کار را خداوند در مورد فرشتگان انجام داده است و آن‌ها با اختیار خداوند را عبادت می‌کنند و چون هیچ میلی به گناه ندارند، اساساً تصور گناه کردن هم برایشان رخ نمی‌دهد و اگر چنین تصوری هم بکنند میلی به آن ندارند تا وسوسه شوند. مثل این‌که انسان‌ها چون میلی به خوردن شیشه یا برخی نجاسات ندارند، هیچ‌وقت به فکر خوردن اینها نمی‌افتند.

شرور و یگانگی خدا

یکی دیگر از مواردی که شرور در برابر آن ایجاد اشکال کرده، یگانگی خدا و صفت توحید است. این اشکال از سوی ثنویه مطرح شده است و بیش از همه، مسیحیان را درگیر مشکل کرده است. گنوسیه و مانویان این چالش را در میان مسیحیان ایجاد کرده‌اند؛ هرچند در نزد برخی زرتشتیان هم ثنویت ناشی از شرور مطرح بوده است. گنوسیه قبل از مسیحیت و در میان یهودیان و یونانیان نیز مطرح بود؛ اما در قرن دوم میلادی به اوج خود رسید و به‌عنوان تهدیدی برای مسیحیت مطرح شد. نظام‌های گنوسی متعددی در میان مسیحیت مطرح شد؛ مانند: گموسیه کِرینتوس، مَرقیون، اوفیت‌ها، باسیلیدس و والنتینوس. گنوسیه که تلفیقی از متون مسیحی و یونانی بود، گنوسیس یا معرفت را به‌جای ایمان و عمل صالح ادیان می‌گذاشت و مخالف هرگونه شریعت بود. ویژگی مشترک فرقه‌های مختلف گنوسی نوعی ثنویت و دومبدأانگاری بود که منشأ آن شر بود که اساس به ماده برمی‌گشت.

استدلال گنوسیان بر ثنویت این بود که چون ماده شر است، نمی‌تواند مخلوق خدایی که خیر است باشد. برخی گنوسیان ماده را مخلوق آرخون بزرگ می‌دانستند که مورد پرستش یهودیان بود و خود را خدای متعال نشان داده بود. البته گنوسیان برخلاف مانویان که بعداً مطرح شدند مبدأ شر را کاملاً در عرض خدا قرار نمی‌دادند و معتقد بودند که مقام مبدأ شرور پایین‌تر از خداوند است.

آباء کلیسا و از همه آنان مهم‌تر ایرنائوس قدیس بر علیه گنوسیه و از جمله ثنویت آنان مبارزه کردند و نخستین پاسخ را به شبهه شرور دادند.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00