• 11 خرداد 1399
  • 40

قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 16

شرور و عنایت (2)


صوت و فایل‌های این درس فقط برای ثبت‌نام‌کنندگان درس‌گفتار در دسترس است.

متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایل‌ها، در درس‌گفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبت‌نام کنید.

ثبت‌نام در درس‌گفتار

نسبی بودن شر

ابن‌سینا پس از آن که شر بالذات را عدم کمال نوع و طبیعت یک شیء دانست و شر بالعرض را نابودکننده یا منع‌کننده این کمال دانست، قسم سومی از شر را مطرح می‌کند که شر بالقیاس است. او می‌گوید: و لا نجد شیئا مما یقال له شر من الأفعال إلاّ و هو کمال بالقیاس إلی سببه الفاعل له، و عسی أنما هو شر بالقیاس إلی السبب القابل له؛ افعالی که به آن‌ها شر می‌گویند، بالقیاس به سبب فاعل این افعال، کمال و خیر است و ممکن است بالقیاس به قابل، شر باشد.

ابن‌سینا در ادامه بحث، قوه غضبیه را به‌عنوان مثال مطرح می‌کند. با قوه غضبیه بر فرد دیگری غلبه حاصل می‌شود و این غلبه کمال این قوه است اما برای مغلوب و مظلوم شر است. بر اساس این پاسخ، در جهان چیزی نیست که از هر جهت شر باشد بلکه اموری که شر نامیده می‌شوند، نسبت به چیزهایی شرند و نسبت به چیزهای دیگر خیر هستند. ابن‌سینا این پاسخ را به‌عنوان مکمل پاسخ اول ذکر کرده است؛ هرچند می‌توان با قطع نظر از عدمی بودن شر و حتی کنار گذاشتن نظریه صدور و فاعلیت بالعنایه و اعتقاد به نظریه خلقت و فاعلیت بالاراده نیز از این پاسخ به‌عنوان حکمت شرور استفاده کرد. بر این پاسخ هم این اشکال وارد است که چرا خداوند جهانی آفریده که شرور نسبی در آن باشد؟ برخی معتقدند راه حل سوم در صدد پاسخ به این اشکال است.

اشکال دیگر این است که فرض کنیم اشکال اول و دیگر اشکالات بر پاسخ دوم وارد نباشد، اما در این پاسخ پذیرفته شده که شر، هرچند نسبی از خدا صادر شده است، در حالی که طبق نظریه صدور و فاعل بالعنایه شر نسبی هم نمی‌تواند از خدا صادر شود، زیرا خدا خیر محض است. اگر مقصود ابن‌سینا از این پاسخ، فقط توضیح شرور اخلاقی و افعال زشت انسان‌ها باشد که از برخی عبارات و مثال‌های او چنین برداشتی می‌شود، در این صورت این پاسخ ارتباطی با شرور مورد بحث که شرور صادر شده از خداست، ندارد و خارج از بحث ماست.

شرور لازمه تحقق خیرات (راه‌حل تقسیم پنج‌گانه موجودات)

این پاسخ به ارسطو نسبت داده شده است. البته با توجه به این‌که ارسطو وجود جهان را به خدا نسبت نمی‌دهد، اساساً برای او اشکال شرور به‌مثابه اشکالی به رابطه خدا و جهان و یا اشکالی بر اصل وجود خدا و صفات او مطرح نمی‌شود و این پاسخ در کتاب‌های او نیز وجود ندارد. در این پاسخ، پنج فرض برای موجودات جهان مطرح می‌شود:

  1. موجوداتی که خیر محض هستند و شری در آن‌ها یافت نمی‌شود.
  2. موجوداتی که خیرشان بیش از شرشان است.
  3. موجوداتی که شرشان بیش از خیرشان است.
  4. موجوداتی که خیر و شرشان مساوی است.
  5. موجوداتی که شر محضند و خیری در آنها یافت نمی‌شود.

سه قسم اخیر از خدا صادر نشده و از این رو اشکالی مطرح نمی‌شود. قسم اول از خدا صادر شده که چون شری در کنارش نیست، باز اشکالی ندارد. اما قسم دوم از خدا صادر می‌شود، ولی بر این قسم اشکال شر مطرح می‌شود و پاسخ این است که صادر نشدن خیر کثیر به خاطر اجتناب از شر قلیل، خود، شر کثیر است. ابن‌سینا در الاهیات شفا می‌گوید: إن الأمور فی الوهم إما أمور إذا توهمت موجودة یمتنع أن تکون إلاّ شرا علی الإطلاق، و إما أمور وجودها أن یکون خیرا و یمتنع أن تکون شرورا و ناقصة، و إما أمور تغلب فیها الخیریة إذا وجدت وجودها و لا یمکن غیر ذلک لطباعها، و إما أمور تغلب فیها الشریة، و إما أمور متساویة الحالین. فأما ما لا شریة فیه، فقد وجد فی الطباع، و أما ما کله شر أو الغالب أو المساوی أیضا، فلم یوجد. و أما الذی الغالب فی وجوده الخیر فالأحری به أن یوجد، إذا کان الأغلب فیه أنه خیر.

مراد از قسم اول، عالم عقول و مجردات است که فعلیت و کمال محض است و هیچ قوه‌ای در آن‌ها نیست و هر کمال ممکن برای نوع آن‌ها برایشان تحقق دارد و از این رو هیچ شریتی که به فقدان برگردد در آن‌ها راه ندارد. مراد از قسم دوم عالم طبیعت موجود است که به دلیل داشتن ماده و قوه، بر اساس توضیحاتی که در پاسخ اول و دوم داده شد، همراه با شر و فقدان است.

برخی فیلسوفان دین از این پاسخ برای جواب دادن به اشکالات کلامی و الاهیاتی مثل شر به مثابه چالشی در برابر اصل وجود خدا یا صفات او استفاده کرده‌اند، بدون آنکه این پاسخ را مبتنی بر نظریه صدور و عنایت بدانند. فعلاً این رویکرد مد نظر نیست؛ بلکه رویکرد فیلسوفان اسلامی مورد نظر است که این پاسخ را برای رد اشکال شرور بر نظریه صدور و عنایت، استفاده می‌کنند.

در این پاسخ، فرض‌های زیر وجود دارد:

  1. شر در عالم طبیعت از خیر جدا نیست و تنها راه از بین بردن شر در جهان طبیعت، نیافریدن آن است. ابن‌سینا می‌گوید: فإن قیل: فلم لم تمنع الشریة عنه أصلا، حتی کان یکون کله خیرا، فیقال حینئذ لم یکن هی هی إذ قلنا إن وجودها الوجود الذی یستحیل أن یکون، بحیث لا یعرض عنها شر فإذا صیرت به حیث لا یعرض عنها شر فلا یکون وجودها الوجود الذی لها بل یکون وجود أشیاء أخری وجدت و هی غیرها و هی حاصلة. أعنی ما خلق بحیث لا یلزمه شر لزوماً أولیا.
  2. خیرات این عالم بیش از شرور این عالم است.
  3. این پاسخ، می‌تواند اشکال شر بر نظریه صدور و عنایت را بر طرف کند.

در مورد فرض اول باید گفت هر چند برخی شرور مانند فقدان و محدودیت از ماده جدا شدنی نیست، اما مهم‌ترین شر، که به نظر متکلمان تنها شر چهان است و همه شرور به آن برمی گردد، یعنی الم و درد و رنج، هیچ ملازمه ضروری با ماده ندارد. خداوند این عدم ملازمه را در بهشت به نمایش گذاشته است و با این که در بهشت لذت‌ها و نعمت‌های مادی وجود دارد و انسان مانند این جهان، دارای روح و جسم است، اما هیچ دردی احساس نمی‌کند.

در مورد فرض دوم باید گفت این فرض قابل اثبات نیست؛ هرچند ابن‌سینا با توضیحاتی ادعا گونه سعی می‌کند به آن پاسخ دهد. در مورد فرض سوم باید گفت، در پاسخ سوم شر به‌عنوان امری وجودی پذیرفته شده است که نیافریدن آن خود شر بزرگ‌تری است. در حالی که بر اساس مبانی نظریه صدور و عنایت هیچ نوع شری نمی‌تواند از ذات الهی که خیر محض است صادر شود و تنها عالمی که می‌تواند از خیر محض صادر شود، موجودات قسم اول، یعنی عالم مجردات است.

عنوان:

  • 00:00
  • 00:00