قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 17
شرور و علم و دین
صوت و فایلهای این درس فقط برای ثبتنامکنندگان درسگفتار در دسترس است.
متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایلها، در درسگفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبتنام کنید.
ثبتنام در درسگفتارشرور و نقش دین در علم تجربی
یکی از مباحثی که پس از کرونا مطرح شد این بود که آنچه مسلم است این است که علوم تجربی و بهخصوص علم پزشکی وظیفه دارند تا این بیماری را شناسایی و درمان کنند؛ اما آیا دین هم در این جا نقشی دارد یا خیر؟ نقش خدا و دین و اولیای دین در درمان بیماریها، در مباحث قبلی مانند استجابت دعا و علم و قدرت معصومان مورد بحث قرار گرفت. اما این سؤال بهگونهای دیگر هم مطرح شد و آن اینکه آیا دین به طور کلی در علوم تجربی و به طور خاص، علم پزشکی میتواند نقشی ایفا کند یا خیر؟
این بحث در ذیل مباحث رابطه علم و دین و تعاملات این دو قرار میگیرد. وایتهد در مورد تعامل علم و دین میگوید: دین و علم کاریترین نیروهایی است که بر انسان نفوذ دارند و سیر آینده تاریخ، وابسته به نوع روابط میان آن دو است.
در مبحث علم و دین مباحث متعددی مطرح است که یکی از آنان تأثیرات یا کمکهای دین به علوم تجربی است که همین بحث با بحث معنا و مفهوم علم دینی و تفاوت آن با علم سکولار مرتبط است. برخی متفکران معتقدند دین و علم دو قلمرو مستقل از یکدیگر دارند و هر نوع تأثیر و تأثر این دو را انکار میکنند. کسانی که برای دین و علم قلمرو مشترک و تعامل قائلاند، از تأثیرات مختلف دین بر علم سخن گفتهاند. این اختلافات به اختلاف در مبانی این متفکران در تفسیر دین و علم برمی گردد. برای مثال، کسانی که قلمرو دین را حوزه فردی و ارتباط معنوی خدا و انسان فرومی کاهند، نمیتوانند برای دین و علم قلمرو مشترک و تعامل قائل باشند. از این رو قبل از هر بحث، باید پیشفرضهای خود را درباره دین و علم روشن کنیم.
پیشفرضها و مبانی بحث
هر کدام از پیشفرضهای زیر، مورد نزاع دانشمندان یا الاهیدانان است و نیازمند بررسی مستقل و مبسوط میباشد؛ اما در اینجا بهعنوان پیشفرض مطرح میشود تا به بحث اصلی برسیم.
- گزارههای دینی و علمی ناظر به واقعیتاند و قدرت کشف واقعیت را دارند. بنابراین دیدگاههایی که زبان دین را غیرشناختاری میدانند یا به ابزارانگاری معتقدند، مورد پذیرش نیست. البته دین و علم، در عین واقعنمایی میتوانند کارکردهای دیگری مانند کارکردهای اخلاقی و ابزاری داشته باشند.
- به دلیل پیشفرض اول و این مطلب که دین و علم، هردو به تفسیر جهان واحدی میپردازند، دارای قلمرو مشترک هستند و در موضوعات واحد سخن گفتهاند.
- به دلیل پیشفرضهای اول و دوم، دین و علم میتوانند با یکدیگر تعامل یا تعارض داشته باشند.
- دین هم به دنیای انسان پرداخته و هم به آخرت او. از آن جا که دنیا مقدمه آخرت است دین به همه جنبههای زندگی دنیوی، مانند اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی، پرداخته است.
- دین هم به زندگی فردی و ارتباط انسان با خدا پرداخته و هم به زندگی اجتماعی و ارتباط انسان با همنوعان خود ونیز دیگر موجودات زنده و محیط زیست.
- ملاک علمی بودن یک گزاره یا نظریه، نقش داشتن تجربه در تولید آن است؛ نه نقش نداشتن دیگر عوامل. همچنین لازم نیست مانند پوزیتویستها علمی بودن یک نظریه را به معنای اثبات آن توسط تجربه بدانیم که البته با توجه به مشکل استقرا، این کار شدنی نیست.
- بر اساس پیشفرض قبلی، دین میتواند در فرایند تولید یک نظریه علمی نقش داشته باشد. البته چگونگی این نقش باید روشن شود، کاری که این نوشتار درصدد انجام آن بهصورت فشرده است.
تأثیرات ممکن دین بر علم
در بیان تأثیرات دین بر علم، ابتدا از تأثیرات کماهمیتتر شروع میکنیم و به سمت تأثیرات پراهمیتتر حرکت میکنیم.
- دین میتواند به علم، برای رسیدن به اهدافش کمک کند. برای مثال، دین با ایجاد یا تقویت ایمان و عشق و امید در یک بیمار کرونایی، سیستم ایمنی او را تقویت کند و به فرایند مداوای او توسط پزشکان سرعت بخشد. این تأثیر، حداقلیترین تأثیر است و تأثیر در کاربرد علم است نه تولید علم.
- دین میتواند موضوعاتی را برای پژوهش در علوم پیشنهاد کند که بررسی این موضوعات باعث پیدایش نظریات جدید و گسترش علم شود. برخی جامعهشناسان با استفاده از این تأثیر، جامعهشناسی اسلامی را توضیح دادهاند.
- دین میتواند با هدفگذاری، علم را در مسیر خاصی وارد کند یا از ورود به مسیر خاصی بازدارد. برای مثال، دین، هدف اصلی زندگی را کمال معنوی و اخلاقی از طریق پرستش خدا و محبت به انسانها میداند. اگر حاکمان و دانشمندان، این هدفگذاری را میپذیرفتند، دانش در مسیر سلاحهای جنگی پیش نمیرفت و بهجای آن در مسیرهای هماهنگ با هدف دین پیشرفت میکرد.
- دین میتواند در تفسیر برخی تجربیات تأثیر بگذارد. دوئم از مهمترین منتقدان استقراگرایی در علم معتقد است آزمایش در فیزیک، صرفاً مشاهده یک پدیدار نیست؛ علاوه برآن، تفسیر نظری این پدیدار هم هست. این جمله دوئم را عموم فیلسوفان علم پذیرفته و با عنوان نظریه بار بودن مشاهده در فیزیک از آن یاد میکنند. البته این مطلب مختص فیزیک نیست و در همه علوم جاری است. بنابراین، همیشه یک تجربه، تفسیر واحدی ندارد. برای مثال، رفتار یک انسان برخلاف هنجارهای رایج را میتوان یک ناهنجاری و بیماری روانی تفسیر کرد و نیز میتوان آن را عملی متعالی از انسانی که به ارزشهایی والاتر از ارزشهای رایج پایبند است، تفسیر کرد. برخی فیزیکدانان معاصر در خصوص اصل آنتروپیک، دو تفسیر دینی و غیردینی را از فیزیکدانان نقل کردهاند.
- دین میتواند در مقام گرداوری علم، نظریههایی را به دانشمند پیشنهاد دهد تا در مقام داوری، توسط تجربه بررسی شود. پوپر که از مهمترین منتقدان استقراگرایان در علم است، معتقد است علم دو مقام دارد: گردآوری و داوری. در مقام گردآوری میتوان با استفاده از هر حوزه معرفتی، از جمله دین، نظریهای را حدس زد. اما همه نظریهها باید در مقام داوری توسط تجربه حسی بررسی شود و در صورتی که توسط تجربه ابطال نشد، نظریهای علمی قلمداد خواهد شد.
- دین میتواند برخی گزارههای مبنایی را در اختیار علم قرار دهد و علم بر اساس آن مبانی، نظریهپردازی کند. برای مثال بر اساس مبنای حرمت ربا و اینکه کار و سرمایه هر دو در سود و زیان باید شریک باشند، شرکتهای دانشبنیان میتوانند محور فعالیتهای اقتصادی باشند. یا بر اساس احکام عملی دین، میتوان قوانین حقوقی مدنی و جزایی را وضع کرد، همانطور که بر اساس عرف، یا قوانین روم باستان، این قوانین میتواند وضع شود.
- دین میتواند در کنار تجربه حسی، در مقام داوری علم ایفای نقش کند. این تأثیر، تأثیری روشی بوده و در مهمترین و نهاییترین بخش از روش علم، یعنی داوری مطرح میشود. برخلاف تأثیرات قبلی که یا تأثیرات روشی نبود یا در مراحل مقدماتی روش علم مطرح میشد. اگر نقش انحصاری حس را برای داوری کنار بگذاریم، وحی و عقل نیز میتوانند در مقام داوری علم ایفای نقش کنند. به دیگر سخن، بر اساس پذیرش تأثیر هفتم، آزمایش علمی، اعم از آزمایش حسی و آزمایش عقلی و آزمایش وحیانی خواهد بود. بر این اساس، تجربی بودن علم، به معنای حضور تجربه در مراحل مختلف علم خواهد بود نه انکار ایفای نقش برای دیگر حوزههای معرفتی در این مراحل. تأثیرگذاری دین در مقام داوری، نیازمند یک نظام روشی یا پارادایم است که جایگاه حس، عقل و وحی را در مقام داوری مشخص کند. برخی مدعی تولید چنین نظام روشی هستند. این تأثیر، شأن واقعنمایی علم را از بین نمیبرد؛ زیرا یکی از پیشفرضها این بود که وحی و دین، واقع نماست.
جمعبندی و نتیجهگیری
به نظر میرسد همه تأثیرات محتمل دین بر علم را میتوان به هفت تأثیر ذکر شده برگرداند. این تأثیرات را میتوان در سه نوع تأثیر، دستهبندی کرد. نوع اول، تأثیر دین پس از تولید علم است که در آن، دین در کاربرد و نتیجهبخشی آن تأثیر میگذارد. تأثیر اول، از این نوع بود. نوع دوم، تأثیر در مراحل مقدماتی علم است. تأثیرات دوم تا ششم از این نوع بود. نوع سوم، تأثیر در مرحله نهایی علم یعنی مقام داوری است. تاثیر هفتم از این نوع بود.
اثبات امکان شش تأثیر نخست، بلکه وقوع آن در تاریخ علم، دشوار نیست و توضیحات فشردهای که در مورد هر تأثیر دادیم، برای این منظور کافی است. اما تأثیر هفتم نیازمند بحث بیشتری است و لوازمی دارد که برای بسیاری از فیلسوفان علم، پذیرش آن دشوار است.