قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر - جلسه 6
شرور، و عدل الهی (2) و حکمت (1)
صوت و فایلهای این درس فقط برای ثبتنامکنندگان درسگفتار در دسترس است.
متن درس آزاد است. برای شنیدن صوت و دانلود فایلها، در درسگفتار «قواعد کلامی عدل الهی؛ مسئله شر» ثبتنام کنید.
ثبتنام در درسگفتارطرفداران دیدگاه اول و دوم، در رد دیدگاه سوم میگویند اگر شر و الم لطف باشد و باعث طاعت شود و نتیجهی طاعت ثواب باشد، این مقدار برای قبیح نبودن شر کافی نیست؛ زیرا ثواب در مقابل طاعت است نه شر، طاعت هم نفع حساب نمیشود؛ پس وجود عوض و نفع لازم است. علامه حلی میگوید: أن الألم غیر المستحق لو لا اشتماله علی النفع أو دفع الضرر کان قبیحا، و الطاعة المفعولة لأجل الألم لیست به نفع و الثواب المستحق علیها یقابل الطاعة دون الألم، فیبقی الألم مجردا عن النفع و ذلک قبیح. [1]
در پاسخ به این اشکال باید گفت چه نفعی بالاتر از طاعتی که سعادت دنیا و آخرت را بهدنبال داشته باشد؟ برای مثال، آیا اگر در مقابل بلایی که باعث میشود هزار تومان را از دست بدهیم، خداوند دو هزار تومان بدهد، این نفع است؛ اما اگر خداوند با بلایی، فرد را به طاعاتی که نتیجه آن سعادت دنیا و آخرت و لذتی بینهایت است، برساند، این کار خدا نفع رساندن نیست؟! روشن است که این نفع، بسیار بالاتر از دوهزار تومان است.
بنابراین، در میان سه دیدگاه مطرح در میان متکلمان، دیدگاه سوم درستتر به نظر میرسد. بر اساس این دیدگاه، لطف یا عوض هر دو میتوانند شر را هم از ظلم بودن خارج کنند و هم از عبث بودن.
در اینجا دیدگاه و نظریهی چهارمی را مطرح میکنیم: اگر حکمت شر، آزمایش باشد و آزمایش از یک سو باعث روشن شدن جایگاه انسان در زندگی ابدی میشود و از سوی دیگر قابلیت لطف بودن و توجه دادن انسان به خدا و طاعات و سعادت دنیا و آخرت را داشته باشد، اما شخص با اراده و اختیار خود از این قابلیت استفاده نکند و در آزمایش سربلند بیرون نیاید، این شر نیز قبیح و برخلاف عدل و حکمت نیست. خلاف حکمت نیست؛ زیرا حکمت شر آزمایش و لطف است. خلاف عدل نیست؛ زیرا شر برای نفع انسان و کمال اوست و اگر شخصی از این نفع استفاده نمیکند و به کمال نمیرسد، خود مقصر است نه خدا.
به نظر میرسد دیدگاه چهارم، با عقل و وحی سازگارتر است. دلیل عقلی آن در بالا بیان شد. دلیل نقلی نظریه چهارم این است که در قرآن و روایات حکمت شر، ابتلا و آزمایش ذکر شده و صحبتی از وجوب عوض به میان نیامده است. البته ممکن است شواهدی یافت شود که خداوند در مقابل شرور، عوض هم عطا میکند؛ اما این اعطای عوض، فضل و کرم اوست و وجوب عوض را اثبات نمیکند. لطف نیز به معنای قابلیت تذکر و بازگشت به خدا و کمال انسان، در آیات و روایات ذکر شده است؛ اما به این معنا که ضرورتاً شخص به کمال میرسد از قرآن و روایات به دست نمیآید. همانطور که واقعیت تجربی نیز نشان میدهد که برخی با شرور به کمال میرسند و برخی نهتنها به کمال نمیرسند، بلکه شر ابتدایی را به شر نهایی برای خود تبدیل میکنند. آیات و روایات بحث در بحث بعدی، یعنی شر و حکمت الهی، نقل میشود.
در اینجا بر اساس ملاحظهی مصداقی نشان میدهیم که شر ابتدایی، در واقعیت تجربی لطف است؛ به این معنا که کمال برای شخص مبتلا به شر ابتدایی، محقق میشود. توضیح اینکه اکثر انسانها مبتلا به انواع گناهان مانند غیبت و تهمت و دروغ و بدگویی و سوءظن و ترک واجبات تعبدی هستند. تنها پیامبران و معصومان و مؤمنان خاص، از گناه به دورند. پس میتوان گفت اکثر شرور، شرور استحقاقی کیفری هستند. پس، شرور ابتدایی مختص پیامبران و معصومان و مؤمنان خاص است و میدانیم که شر برای این گروه حتماً لطف است و باعث تقرب به خدا و کمال خواهد شد. بر این اساس، مصداقی برای نظریه چهارم وجود ندارد و این نظریه صرفاً بر اساس فرض عقلی مطرح شد؛ یعنی فرض کردیم که اگر حکمت شر ابتدایی آزمایش باشد و شخص با شرور به کمال نرسد، باز اشکالی ندارد؛ اما بر اساس بحث مصداقی اخیر، چنین مصداقی در خارج تحقق ندارد.
شرور و حکمت الهی
یکی از چالشها و پرسشهای رایج در مورد شرور این است که حکمت شرور چیست؟ در بحث قبلی، یعنی بحث شر و عدل الهی، به حکمتهای شرور اشاره کردیم و بهطور خلاصه بیان شد که شرور به دو قسم استحقاقی و ابتدایی تقسیم میشود. حکمت شرور استحقاقی، کیفر و مجازات گناه است و حکمت شرور ابتدایی، آزمایش و لطف و تکامل انسانهاست. در اینجا این اجمال را بر اساس آیات و روایات توضیح میدهیم. پس از بیان حکمتهای شرور کیفری و غیر کیفری، به حکمت عامی که شامل هر دو دسته میشود، یعنی آزمایش، خواهیم پرداخت.
الف) حکمتهای شرور کیفری
بر اساس آیات متعددی از قرآن کریم، همهی شرور استحقاقی و کیفری، نتیجهی گناهان انسانهاست: «وَ مَآ أَصَابَکُم مِن مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُواْ عَن کَثِیرٍ؛ [2] هر مصیبتی که به شما رسید، بهخاطر اعمالی است که انجام دادهاید و بسیاری را نیز میبخشد.» «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ؛ فساد در خشکی و دریا بهخاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است.»
در برخی آیات بیان شده که اگر مردم از گناهان دست شویند و ایمان آورده، تقوا پیشه کنند، برکات الهی از آسمان و زمین، آنها را فرا خواهد گرفت: «وَ لَوْ أَنَّ أهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَتٍ مِنَ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ؛ و اگر اهل آبادیها، ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، برکات آسمان و زمین را بر آنها گشوده بودیم.»
افرادی که به این نوع شرور مبتلا میشوند، به دو دسته کلی تقسیم میشوند. گروه نخست، افرادی هستند که مورد غضب خداوند بوده و او بر اساس عدل خویش که مقتضی کیفر بدکاران است، با آنها رفتار میکند. اقوامی که در طول تاریخ به عذابهای سخت الهی دچار شدهاند، از این قبیلاند. قرآن کریم پس از گزارش سرگذشت برخی از این اقوام میفرماید: «فَکُلاً إخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَنْ أرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِباً وَ مِنْهُم مَنْ أخَذَتْهُ الصَّیْحَهُ وَ مِنْهُم مَنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُم مَنْ أغْرَقْنَا وَ مَا کَانَ اللهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لَکِن کَانُواْ أنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛ [3] ما هر یک از آنان را به گناهشان گرفتیم، پس بر بعضی از آنها طوفانی از سنگریزه فرستادیم و بعضی از آنان را صیحهی آسمانی فرو گرفت و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم و بعضی را غرق کردیم؛ و خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، ولی آنها خودشان بر خود ستم کردند.»
گروه دیگری که به شرور کیفری مبتلا میشوند، کسانی هستند که خداوند از باب لطف و کرم و جلوگیری از مبتلا شدن آنها به شقاوت و شرور نهایی و ابدی، بر آنها ناملایمات را فرو میآورد. هر چند حکمت کلی شرور برای گروه دوم، مجازات همراه با لطف و بازگشت به خدا و طاعت او و رسیدن به کمال است، اما حکمتهای جزئیتری برای ابتلای این افراد به شرور، در آیات و روایات ذکر شده است.
یکی از این حکمتهای جزئی در کنار مجازات گناهان، برای گروه دوم، بازگشت از انحراف بهسوی مسیر درست است. قرآن کریم در این باره میفرماید: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ [4] فساد در خشکی و دریا به دلیل کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است؛ بهخاطر اینکه خدا میخواهد نتیجهی بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید بازگردند.»
یکی دیگر از این حکمتها متذکر شدن و عبرت است. قرآن کریم میفرماید: «وَ لَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّککَرُونَ.» [5]
از جمله این حکمتها، توجه دادن به استغفار از گناه است. امام صادق در اینباره میفرمایند: «إِنَّ اللهَ إِذَا أرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً فَأذْنَبَ ذَنْباً، أَتْبَعَهُ بِنَقِمَهٍ وَ یُذَکِّرُهُ الاِسْتِغْفَار؛ [6] خدا وقتی برای بندهای که گناه کرده خیر خواهد، او را دچار مشکلی میکند و او را متذکر استغفار میکند.»
یکی دیگر از حکمتهای جزئی، تأدیب ظالم است. البته هدف تأدیب بازگشت به مسیر درست است. امام امیرالمؤمنین میفرمایند: «البَلاءُ لِلظّالِمِ أدَب.»
در برخی احادیث چند حکمت بالا با هم ذکر شده است. امیرالمؤمنین، توبه، بازگشت از گناه، متذکر شدن و دوری از گناه را بهعنوان حکمتهای جزئی شرور کیفری ذکر کردهاند: «اِنَّ اللهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بنقصِ الَّثَمَراتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلاقِ خَزَائِنِ الخَیْرَاتِ، لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یُزدَجَرَ مُزْدَجِر؛ [7] خدا بندگانش را -هنگامی که کارهای بد انجام میدهند با کاهش محصولات و جلوگیری از برکات و بستن گنجینههای خیر گرفتار میکند تا توبهکار بازگردد و جداشونده از گناه جدا شود و پندپذیر پند بپذیرد و بازداشتهشده، خودداری کند.
یکی از حکمتهای مربوط به گروه دوم که در کتابهای شیعه و سنی بسیار ذکر شده، تطهیر و پاکی از گناهان است. از پیامبر اکرم نقل شده که فرمودند: «المؤمن یُکفّر ذنوبه بسبب الایذاء و المصائب؛ با آزاردیدن و گرفتاریها، گناهان مؤمن از بین میرود.» نیز از ایشان نقل شده که فرمودند: «مَا یُصِیبُ الْمؤمِنَ مِنْ وَصَبٍ وَ لا نَصَبٍ وَ لا سَقَمٍ وَ لا حُزْنٍ حَتَّی الْهَمِّ یُهِمُّهُ إِلا کَفَّرَ اللهُ بِهِ من سیئاته؛ [8] مؤمن گرفتار درد مزمن و سختی و مرض و اندوه و حتی غمی که او را غمگین میکند، نمیشود مگر اینکه با اینها گناهانش از بین میرود.» امام صادق میفرمایند: «لِلَّهِ فِی السَّرَّاءِ نِعْمَةُ التَّفَضُّلِ وَ فِی الضَّرَّاءِ نِعْمَةُ التَّطَهُّر؛ [9] نعمت خداوند در هنگام آسایش، احسان او، و در هنگام سختی، پاک کردن گناهان است.» امام باقر میفرمایند: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا کَانَ مِنْ إمْرِهِ أَنْ یُکْرِمَ عَبْداً وَ لَهُ ذَنبٌ، ابْتَلَاهُ بِالسُّقْمِ. فَإنْ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ لَهُ، ابْتَلاهُ بِالْحَاجَهِ. فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ بِذَلِکَ، شَدَّدَ عَلَیْهِ الْمَوْتَ لِیُکَافِیَهُ بِذَلِکَ الذَّنْب؛ [10] وقتی ارادهی خدا بر اکرام بندهای تعلق میگیرد، در حالی که او گناهی دارد، او را دچار مرض میکند. اگر این کار را نکند او را به نیازمندی گرفتار میکند و اگر این کار را نکند، مرگش را سخت میگرداند تا با این کارها گناهش بخشیده شود.
بدینسان مشکلات و سختیها مؤمنان را از گناهان پاک میکند تا آنان در روز قیامت بهخاطر عقاید و کارهای نیکشان وارد بهشت شوند. امام امیرالمؤمنین میفرمایند: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی جَعَلَ تَمْحِیصَ ذُنُوبِ شِیعَتِنَا فِی الدُّنْیَا بِمِحَنِهِمْ، لِتَسْلَمَ لَهُمْ طَاعَاتُهُمْ وَ یَسْتَحِقُّوا علیها ثوابها؛ [11] سپاس خدای را که تطهیر گناهان شیعیان ما را در دنیا با گرفتاریها انجام داد، تا فقط طاعاتشان باقی بماند و مستحق پاداش آنها شوند.»
[1] کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، العلامة الحلی، ج1، ص331.
[2] شوری/سوره 42، آیه 30.
[3] عنکبوت/سوره 29، آیه 40.
[4] روم/سوره 30، آیه 41.
[5] اعراف/سوره 7، آیه 130.
[6] مسند الإمام الصادق أبی عبد الله جعفر بن محمد(ع)، العطاردی، الشیخ عزیز الله، ج5، ص527.
[7] شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج9، ص76.
[8] الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، السیوطی، جلال الدین، ج2، ص697.
[9] مسند الإمام الصادق أبی عبد الله جعفر بن محمد(ع)، العطاردی، الشیخ عزیز الله، ج21، ص171.
[10] مسند الإمام الباقر أبی جعفر محمد بن علی(ع)، العطاردی، الشیخ عزیز الله، ج2، ص277.
[11] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسی، ج89، ص241.